تکنیکهای پیشرفته درالقای خلسه - « قسمت اول »

رای دهی: 0 / 5

غیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستاره
 

 تکنیکهای پیشرفته القای خلسه

تکنیکهای پیشرفته درالقای خلسه - « قسمت اول » (مراجعه به قسمت دوم )

 

تکنیکهای پیشرفته در القای خلسه ی هیپنوتیزمی

تکنیکهای مقدماتی و ساده تر برای القای خلسه عبارتند از :

1 ـ ریلاکس شدن پیشرونده

2 ـ تمرکز چشم

3 ـ روش پلک زدن

4 ـ خیره شدن مستقیم با نگاه

5 ـ افتادن دست

6 ـ پرواز دست

7 ـ حرکات تکراری

در این قسمت به تکنیکهای پیشرفته تری اشاره می شود که در دوره های آموزشی مقدماتی و میانی مورد استفاده قرار می گیرند :


تکنیکهای پیشرفته درالقای خلسه

« قسمت اول »

1 ـ تکنیکِ نوسان در وضعیتِ ایستاده

قبلاً یک آزمون تلقین پذیری را شرح دادیم که بر آن نام یا عنوانِ نوسان در وضعیت را نهاده بودیم . درآن زمان به این نکته اشاره کردیم که نه تنها از این روش می توانیم به عنوان یک تست تلقین پذیری استفاده کنیم ، بلکه با

ادامه ی آن ، این امکان هم به وجود می آید که به عنوان یک روش القای خلسه از آن بهره ببریم . این روش از این اختصاص و اعتبار برخورداراست که خیلی با سایر روشهای تمرکز چشم متفاوت است ، روشهائی که معمولاً در برنامه های هیپنوتیزمی سینمائی یک گردنبند یا شئی طلائی کوچک دربرابر چشمان فردی مانند پاندول ساعت به نوسان در می آید و درمجموع با صحنه آرائی های مهیج ، این احساس دربیننده القاء می شود که گوئی دراین جریان توسط فردی شرور و با نیت بد ، یک فرد بی گناه با درجاتی از فشار یا اغوا دارد هیپنوتیزم می شود ! بنابر این طبیعی است بینندگان برنامه های فوق، یک حالت ترس و اضطراب را نسبت به آن نوع از روشهای تمرکز چشم پیدا کنند . درحالیکه با این روشِ جدید ، سوژه ها احتمالاً ترس یا اکراه خیلی کمتری را نشان می دهند ، زیرا واقعاً این تکنیک با آنچه که به آن اشاره شده ، اختلاف یا تفاوت بسیار زیادی را نشان می دهد .

شکل 1 ـ 6 . نوسان دروضعیت : تست هیپنوتیزم پذیری و هم یک روش القای خلسه

وضعیت اولیه . هیپنوتیست نگاهش را بر روی پل استخوان بینی سوژه متمرکز می کند .

سوژه به سمت عقب متمایل می شود . هیپنوتیست دراین زمان به او اطمینان می دهد که نمی گذارد با کمک دستی که برپشت کتف او نهاده ، او به زمین بیفتد .

سوژه به سمت جلو نوسان پیدا می کند . در این شرایط هیپنوتیست با دستی که برروی شانه ی چپ او نهاده ، از افتادن او به زمین جلوگیری می کند .

سوژه به طرف پشت متمایل می شود . هیپنوتیست او را به صورتی کنترل می کند که به زمین نیفتد .

هیپنوتیست به راحتی و با آرامی سوژه را بر روی مبل راحتی می نشاند .

شرح کامل این تکنیکِ پیشرفته و تخصصی در ترجمه ی فارسی بسیار زیاد و درحدود 5 صفحه ی A4 است و از حوصله خوانندگان گرامی سایت خارج است . این قسمت ها فصل 12 از کتاب تکنیکهای هیپنوتیزم درمانی است که درترکیب کتاب واتکینس و درکلاسهای پیشرفته یا میانی آموزش هیپنوتیزم درمانی بالینی ارائه می شود .                                                                 « مترجم »

یک روش سریع برای القای خلسه

روش زیرین احتمالاً برای مقاصد بالینی مناسب نیست . این تکنیک بیشتر برای این مناسب است که دریک کلاس آموزشی با این هدف ارائه شود که در سوژه های خوب هیپنوتیزمی درزمان بسیارکوتاهی امکان قرار دادن سوژه درخلسه موجود است . طول مدتی که برای القای خلسه مورد استفاده قرار می گیرد ، لزوماً با عمقی از خلسه که پدید می آید ، متناسب نیست .

برای انجام این روش از سوژه خواسته می شود که راست بایستد . برای حفاظت از وی و انجام موفقیت آمیز این تکنیک از دو دستیار خواسته می شود که در دو طرف او قرار بگیرند و درزمانی که او می خواهد به طرفی بیفتد ، او را بگیرند .  زمانی یک هیپنوتیست باید از این روش استفاده کند که پیش از این ، هیپنوتیست سوژه را یکی دو بار هیپنوز کرده باشد و از استعداد هیپنوتیزم پذیری بالای او مطمئن بوده باشد . این احتمال هم موجود است که یک سوژه جدید یا ناشناس ، با تستهای هیپنوتیزم پذیری یک استعداد زیاد هیپنوتیزم پذیری را نشان دهد . سپس ، با لحنی محکم و آمرانه به اینصورت سوژه توجیه یا آماده می شود :

« من می خواهم عدد ( 1 ) را بشمارم . در آن زمان تو کاملاً بیدار و هوشیار هستی . پس از آن عدد ( 2 ) را می شمارم ، و تو هنوز درشرایط بیداری خواهی بود . پس از آن من عدد ( 3 ) را می شمارم . در آن شرایط هم تو هنوز بیدار خواهی بود . پس از آن ، بعد از لحظه ای زمانی که من دو دستم را نسبتاً محکم به هم می زنم ، تو فوراً و درکمتر از یک ثانیه درخلسه ی هیپنوتیزمی عمیقی قرار می گیری . درمورد افتادن نگران نباش ، زیرا دستیاران من در زمان افتادن ، از تو مراقبت می کنند .

پس از آن ، هیپنوتیست عدد ( 1 ) را می شمارد ، و پس از آن از سوژه می پرسد : « آیا تو بیدار هستی ؟ » در این شرایط معمولاً سوژه با لبخندی جواب مثبت می دهد . پس از آن عدد ( 2 ) گفته می شود و پس از آن عدد ( 3 ) . پس از شمردن اعداد 2 و 3 همان پرسش قبلی از سوژه پرسیده می شود . پس از آن ، سوژه دستان خود را به هم می زند و سوژه ی خوب هیپنوتیزمی فوراً درحالت خلسه فرو رفته و از طرفی می افتد . دراین زمان دو دستیار که در طرفین سوژه قرار گرفته اند او را می گیرند و سرعت افتادن او را کاهش می دهند تا درنهایت به آرامی بر روی یک صندلی که در پشت سر او قرار داده شده ، قرار بگیرد . به این ترتیب با سرعت زیادی سوژه دریک خلسه ی عمیق هیپنوتیزمی قرار می گیرد .

دوباره هیپنوتیزم کردن به صورت سریع

اگر سوژه ای پیش از این حداقل یک بار هیپنوز شده باشد و نشان داده باشد که می تواند به خوبی درخلسه ی عمیقی قرار بگیرد ، کاربرد یک روش طولانی برای القای خلسه ممکن است برای او ضروری نبوده باشد . این موضوع مخصوصاً درشرایطی می تواند خیلی مفید بوده باشد که به تازگی فردی که درخلسه ی عمیقی قرار داشته ، برای کسب اطلاعاتی از حالت خلسه خارج شده باشد و مدت هوشیار شدنِ مجددِ او کمتر از 5 دقیقه بوده باشد . روش سریع برای دوباره هیپنوتیزم کردن ممکن است به این شکل صورت بگیرد :

« دستت را به طرف بالا و خارج دراز کن . در زمانی که من این دست ترا می گیرم ، تــو تمـرکـز برروی ایـن دست را ادامـه بـده . من می خواهم این دست را به طرف پائین بیاورم ، و در شرایطی که من این کار را انجام می دهم ، تو دوبــاره به شرایط ریــلاکس بودن عمیقی می رسی ، همانطور که پیش از این دراین وضعیت بودی و به تازگی از آن خارج شده ای . » دراین زمان هیپنوتیست دست سوژه را می گیرد و یواش یواش به پائین می آورد ، تا کاملاً به پائین بیاید و بالاخره بر روی پایش قرار بگیرد . درشرایطی که او به انجام این کارها مشغول است ، با لحن محکم و آمرانه می گوید : « ما داریم به خلسه ی هیپنوتیزمی عمیقی وارد می شویم . عمیق و عمیقتر ... عمیق و عمیقتر ... عمیق و عمیقتر ... »

اگر سوژه دارای قدرت هیپنوتیزم پذیری زیادی باشد و یا پیش از این توسط یک هیپنوتیست درشرایط خلسه قرار گرفته باشد ، سوژه معمولاً به راحتی و به سرعت به یک شرایط خلسه قرار گرفته باشد ، سوژه معمولاً به راحتی و به سرعت به یک شرایط خلسه بر می گردد . این به علتی است که به آن « THE  AURA » گفته می شود . شاید توجیهی برای آن این باشد که پس از اینکه سوژه ای برای اولین بار ازحالت خلسه ی هیپنوتیزمی خارج شد ، تا حدود 5 دقیقه هنوز نشانه ها و آثاری ازحالت خلسه درکالبد او وجود دارد . بنابر این پس از این مدت و پایان پذیری آثار خلسه ی قبلی است که برای وارد شدن به یک خلسه ی مجدد ، به مدت بیشتری نیاز پیدا می کند .

شکل 2 : 6 . دوباره هیپنوز شدن سریع

هیپنوتیست مچ دست سوژه را می گیرد و به او اطلاع می دهدکه درجریان پائین آمدن دست ، چه اتفاقاتی می افتد .

هیپنوتیست دست سوژه را به تدریج به پائین می آورد و به صورت همزمان به او می گوید که به یک حــالت«عمیق ـ عمیق ـ عمیق » فرو رود .

سوژه به خلسه ی هیپنوتیزمی عمیقی وارد می شود .

تکنیک یا روش استفاده از سکه

این یک روش مستقیم و تا حدودی آمرانه است ، ولی سریع هم هست روشهای متفاوتی دراین تکنیک وجود دارند که توسط نویسندگان مختلفی از هریک از آنها حمایت شده است . کرازیل نک و هال درسال 1975 پیشنهاد کردند که سکه بایستی بر روی کف دست سوژه قرار گیرد ... دراین شرایط به سوژه تلقین می شود که این دست به آهستگی می چرخد . این وضع ادامه پیدا می کند تا لحظه ای که سکه بر روی زمین بیفتد . به سوژه گفته می شود زمانی که او صدای برخورد سکه را با زمین بشنود ، به حالت آرامش عمیقی فرو خواهد رفت .

در روش القای خلسه به کمک سکه ، اصول و احتیاطاتی که درمورد روش القای خلسه به صورت سریع بیان کردیم ، وجود دارند . همیشه بایستی این نکات را درنظر داشت که دراین روشهای مستقیم و آمرانه ، تمام امتیازات و محدودیتهایی که درمورد رفتار با سوژه متصور است ، وجود دارند .

تکنیک استفاده از سکه

سوژه بر روی سکه ای تمرکز کرده است که بر روی کف دست او قرار گرفته است .

دست به تدریج یک بر یا متمایل به یک سو می شود ، تا زمانی که سکه بیفتد .

تکنیکِ معکوس یا متضادِ پرواز دست

این روش برای سوژه هائی طراحی شده است که درجریان القای خلسه به صورت واضح مقاومت زیادی را نسبت به القای هیپنوتیزم نشان می دهند . به ندرت ممکن هیپنوتیست سوژه ای را مشاهده کند که مراسم القای خلسه را با یک صحنه ی رویا روئی و یا درگیری خودش با هیپنوتیست اشتباهی گرفته است . این جریان ممکن است با چنین تفکرات و تصوراتی از سوی سوژه همراه باشد که : « هیچ کس نمی تواند مرا هیپنوتیزم کند ، زیرا قدرت اراده ی من بسیار زیاد است ! » این موضوع به صورت جالبی در زمان تست تلقین پذیری از طریق افتادن دست مشاهده می شود . دراین موارد به جای پائین آمدن تدریجی دست با تصور و تجسم قرار داشتن یک وزنـه ی سنگین بر روی آن ، این دست کم کم به بالا می رود ! به این ترتیب یک عکس العمل معکوس نسبت به اختصاصاتِ مورد نیاز درصحنه را دارد ، پدید می آید .

در این شرایط هیپنوتیست باید قبول کند که سوژه دریک تجزیه و تحلیل نادرست که در ذهن دارد ، صحنه هیپنوتیزم را با یک رینگ مسابقه اشتباهی گرفته است ! درحقیقت ، هیپنوتیست به صورت ارادی هم این شرایط را به شکل یک میدان مبارزه در آورده است . به این ترتیب به شکلی این شرایط به صورت مجدد صحنه آرائی می شود که با بیان تلقیناتی این طور مطرح می شود که این هیپنوتیست است که از قرار گرفتن سوژه دریک خلسه ی عمیق هیپنوتیزمی جلوگیری می کند . بنابر این ، به عبارت دیگر آرزوی « طبیعی » سوژه برای استقرار دریک خلسه ی عمیق ، با ایجاد تضادهائی و مخالفتها یا مقاومتهائی بین دستهای هیپنوتیست و سوژه مختل شده و به تعویق می افتد . پس از کوششهای زیادی که به کار می رود ، سوژه بالاخره « موفق می شود » که با غلبه بر مقاومت هیپنوتیست ، به یک حالت خلسه ای برسد . به این ترتیب دست سوژه به صورتی تجهیز و هدایت می شود تا بتواند دراین مسابقه درمقابل هیپنوتیست به موفقیت برسد .

تکنیکِ مخالف با پرواز دست

هیپنوتیست دراین زمان لحن صدای خود را به صورت آمرانه ای تغییر می دهد و دستش را محکم بر روی دست سوژه فشار می دهد .

دست سوژه به سمت بالا فشار می آورد و شروع به کوشش برای بالا آمدن می کند .

دست سوژه « قدرت » بیشتری پیدا کرده و با سرعت بیشتری به طرف بالا و صورتش حرکت می کند . هنوز هم دست هیپنوتیست مــقاومت می کند . هنــوز هــم دست هیپنوتیست مقاومت می کند تا حرکت دست سوژه به بالا « ضعیف تر » شود .

دست سوژه بالاخره با وجود مقاومت هیپنوتیست به صورت موفقیت آمیزی به صورت او می رسد . سوژه هم به تصور یا عنوان یک موفقیت ، دستش را به صورتش می رساند .

این تکنیک زیاد به کار نمی رود ، ولی تجربیات من نشان می دهند که درشرایط قرار گرفتن دربـرابر سوژه ای که روحیه و برخوردی مبارزه جویانه خصمانه دارد و یا یک بیمار پارانوئید یا دارای رفتار پارانوئید است ، و نمی توان با روشهای دیگر او را هیپـنوز کرد ، ایـن روش می تواند موفقیت آمیز بوده باشد .

روش پیشرونده ی ایجاد بیحسی

این روش ، یک تکنیک خیلی آرام تر و ملایمتری است . در این روش آن جنبه هائی از تهاجمی که درتکنیک مخالفت با پرواز دست موجود است ، وجود ندارند . کاربرد این روش که شامل موارد و مراحل زیادی از لمس کردن و ضربه های ملایم [ تاپ تاپ کردن ] زدن را به همراه دارد ، معانی و مفاهیم جنبه های مثبت و جنبه های منفی متعددی را دارد که باید به آنها توجه شود .

از سوژه خواسته می شود که پشت یک میز قرار بگیرد و دستهای خود را بر روی این میز جلوی خودش مستقر سازد . تمام توجه ی بیمار بر روی یکی از انگشتان دستش متمرکز می شود .  [ محدود کردن حوزه ی توجه و تمرکز برای پیدایش خلسه ی هیپنوتیزمی لازم است ] . هیپنوتیست ادامه می دهد :

« تمام توجه ی خودت را بر روی این انگشت متمرکز کن . پس از لحظه ای درحالیکه من شروع به زدن ضربه بر روی آن می کنم ، تو احساس می کنی که این انگشت کرخت تر می شود [ هیپنوتیست ضربه های سبکی را بر روی انگشت بیمار وارد می کند ] « همانطور که احساس کرختی در انگشت افزایش پیدا می کند ، انگشت سفت تر و سخت تر هم می شود . در این انگشت این احساس پیش می آید که با سفت شدن و سیخ شدن مانند یک میخ چوبی به نظر بیاید . [ با راست کردن و سیخ کردن انگشت ، به او یک سیگنال حرکتی بدهید . ]

« حالا من می خواهم این ضربه های آرام را به انگشت دیگر تو وارد کنم . به این ترتیب این انگشت هم مانند انگشت قبلی کـرخت و سـفت می شود حالا همینطور این حالت کرختی و سفتی به انگشتان دیگرهم گسترش پیدا می کند ، تا زمانی که تمام انگشتان راست ، سفت و کمی متمایل به بالا درآیند . به این ترتیب ، به زودی این احساسها به سایر قسمتهای دست انتشار پیدا می کنند . هر زمان که احساس کرختی در یک انگشت پدید آمد ، هیپنوتیست این قسمت را لمس و ضرباتی را بر آن وارد می سازد . به تدریج این احساس کرختی از انگشتها و کف دست به سوی مچ دست جریان پیدا می کند و از آنجا به شانه می رسد .

این تکنیک یک روش یا تکنیک القای خلسه همراه با ایجاد بیحسی است که شرح کامل یا مفصل تکنیک درکتاب یا کلاسهای آموزش ارائه می شود و مطالعه ی آن برای خوانندگان سایت خسته کننده است .  تصاویر به اندازه کافی گویا هستند .

« مترجم »

تصویر 5 : 6 . روشِ ایجاد بیحسی پیشرونده

وضعیت اولیه . سوژه بر روی انگشتی تمرکز می کند که با زدن ضربه هائیتوسط هیپنوتیست ، انگشت به تدریجسفت و کرخت می شود .

دست حالا کـرخــت و راسـت شــده است دراین زمان هیپنوتیست با زدن ضربـه هائی بیحسی را به قسمتهای بالائی شانه گسترش می دهد .

کرختی و سفتی حالا در طول بدن به پائین و هر دو پا گسترش پیدا کرده است .

هیپنوتیست کرختی را از دست راست به شانه راست ، و از آنجا به قسمت پشتی گردن و درنهایت از آنجا بهشانه چپ و دست چپ منتقل می کند .

بالاخره کرختی با تلقین به قسمتهای بالائی گردن بسط پیدا می کند و از آنجا از طریق صورت به لبها می رسد و پس از آن به سمت پیشانی گسترش پیدا می کند . اگر لازم می دانید ، این حالت کرختی و سنگینی را به عضلات کره چشم و حفره ی چشم بسط دهید . پس از آن در زمینه ی رسیدن به یک حالت عمیق از ریلاکس شدن و قرار گرفتن درخوابی آرام به او تلقین کنید .

عمق خلسه به میزان و عمق کرختی وابسته است . با نیشگون گرفتن از پوست تا میزان زیادی می توان از این حالت اطلاع پیدا کرد . این روش می تواند درمواردی به کار برود که بیمار می خواهد برای انجام برخی از اعمال جراحی یا دستکاریهای دردناک آماده شود . می توان این روش را به صورت مقدمه ساز سایر روشهای بیحسی هم مورد استفاده قرار داد . از همه مهمتر می توان از آن در مواردی استفاده کرد که بیحسی هیپنوتیزمی تنها روش دردسترس و یا تنها روشی است که می توان از آن استفاده کرد .

 سید رضاجمالیان 

عضویت در خبرنامه

ما را دنبال کنید

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید،از اخبار و اطلاعیه ها با خبر شوید و نظرات خود را بیان کنید.