ایجاد اعتماد به نفس در کودکان

رای دهی: 0 / 5

غیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستاره
 

 

self esteem kids

ایجاد اعتماد به نفس در کودکان عزت نفس اندك ،حالت خود تقویتی دارد، یعنی اگر كودكی دچار این مشكل است، خود نیز آن را شدت می بخشد. مثلاً اگر او فكر می كند در درس ریاضی ضعیف است بدون شك هنگام روبه رو شدن با یك مسأله ریاضی بسیار نگران می شود و این احساس ضعف به ناتوانی او در حل ریاضی بیشتر كمك می كند در نتیجه مجدداً احساس شكست كرده و این باور كه در فهم درس ریاضی ناتوان است در او تقویت می شود. والدین باید با از بین بردن تردید در وجود فرزندشان او را از عزت نفس اندك برهانند و به كودك خود مهارت هایی بیاموزند كه نوع رفتار، روش و نگرش خود را اصلاح كند.
زمانی كه قصد داریم به كودكمان بیاموزیم چه اهدافی را در زندگی داشته باشد و برای رسیدن به آنها چگونه تلاش كند، باید احساساتی را كه باعث تقویت تفكرات منفی در آنها می شود كاهش دهیم. بدین منظور باید باورها و توقعات سختی كه از خود دارد و باعث ضعیف شدن عزت نفس می شود و به آن شدت می بخشد را تغییر دهیم و :
▪ از احساسات خود و دیگران با وی صحبت كنیم.
▪ او را مطمئن سازیم كه احساسش را درك می كنیم.
▪ به او بیاموزیم كه برای ابراز احساساتش روش منطقی به كار ببرد.
كودكی كه عزت نفس اندك دارد دائم نگران است ،زیرا فكر می كند اگر در كاری شكست بخورد بدون شك تنبیه و یا تحقیر می شود، بنابراین علاقه ای به آزمودن موضوعات جدید ندارد و فقط در موقعیت های امتحان شده و آشنا احساس آسودگی خیال می كند. برای این كه بتواند احساس عدم اعتماد به نفس را در خود از بین ببرد، پیرو برنامه ای خشك و انعطاف ناپذیر و تشریفاتی می شود تا به خود قیافه كنترل و نظم داشتن بدهد زیرا نسبت به توانایی هایش اعتمادی ندارد. هرگاه مرتكب اشتباهی شود خودش را مرتب سرزنش می كند در نتیجه بیشتر احساس بی لیاقتی كرده و دیگر لزومی نمی بیند تلاش كند و انگیزه اش را هم از دست می دهد و پس از زمانی كه انگیزه در او از بین رفت چیزی وجود نخواهد داشت كه او را خشنود سازد. بیشتر اوقات تكالیف مدرسه، كودك را دچار تشویش می كند و این نگرانی اعتماد به نفس او را از بین می برد. برای این كه كودكان مان هنگام انجام دادن تكالیف مدرسه شان دچار اضطراب و نگرانی نشوند، باید:
▪ تكالیف خود را در اتاقی آرام و بی سروصدا كه حواسشان پرت نشود انجام دهند، چرا كه آشفتگی ذهنی باعث تشویش و اضطراب شده و ترسی غالب بر آنها مستولی می شود كه تمركز حواس را از آنها می گیرد.
▪ وقتی والدین قصد دارند در یادگیری دروس به كودكان كمك كنند باید كنارشان آرام بنشینند و با صدای ملایم صحبت كنند؛ بدین ترتیب آنها مجبور نمی شوند تا بر ترس دیگری كه همان عصبانیت والدین هنگام اشتباه كردن است غلبه كنند.
▪ راه دیگر آموزش به كودكان مضطرب این است كه به آنها كمك كنیم تا ترسهای فلج كننده شان كه معمولاً از خطاهای هنگام یادگیری ناشی می شود را فراموش كنند. این خطاها مثلاً در زمان انجام دادن تكالیف مدرسه و یا در بازی های گروهی ممكن است به وجود آیند و باید از آنها برای آموزش كودك بهره جست. وقتی كودك مرتكب خطایی می شود به جای سرزنش كردن وی سعی كنید از آن خطاها واكنش مثبتی به وجود آورید. مثلاً به او بگویید:« بهتر است این مسأله را بررسی كنیم و وقتی فهمیدیم مشكل چیست می توانیم حلش كنیم. »
به كودك خود بیاموزیم كه كف نفس داشته باشد. كف نفس یعنی این كه بتوانیم خونسرد بنشینیم و فكر كنیم، تصمیم بگیریم و عواقب رفتارمان را تجسم نماییم. كودك مضطرب نمی تواند روی تصمیم های آنی خود كنترلی داشته باشد بنابراین نمی تواند عزت نفس اندكش را اصلاح كند.
● روشهایی برای كمك به فرزندان
والدین برای كمك به فرزندان خود باید:
۱) برای فرزندان خود وقت كافی در نظر بگیرند و دقیقاً توضیح دهند كه چرا رفتاری پذیرفتنی است در حالی كه رفتاری دیگر چنین نیست و هنگام سرزنش فرزند خود آن رفتار خاص را مورد خطاب قرار دهند نه شخصیت كودك را.
۲) بعضی مواقع عدم وجود مهارتی خاص موجب اضطراب می شود؛ مثلاً كودكانی كه نمی توانند وارد جمع كودكان دیگر شوند به كمك والدین خود نیاز دارند كه این مهارت را به وی بیاموزند و بدین ترتیب وحشت از این كه اساساً ایرادی در وجودش دارد را از وی دور سازند.
۳) وقتی كودكی هنگام آموختن درس خود دچار تشویش و نگرانی می شود به او كمك كنید تا مشكل خود را تشخیص دهد و برطرف سازد.
۴) وقتی اشتباهی صورت می گیرد تا جایی كه امكان دارد برای اصلاح آن وقت كافی بگذارید زیرا عجله كودك را نگران می كند.
۵) سعی كنید از راههای گوناگون به كودك خود آموزش دهید. مثلاً یك كودك ممكن است آموزش ها را تنها به صورت شفاهی درك نكند بنابراین كاری را كه باید او انجام دهد هر قدر هم كه ساده باشد كاملاً شرح داده و به طور عملی انجام دهید (مثلاً پیام تلفنی گذاشتن را به طور عملی به او بیاموزید)؛ برخی از كودكان هنگام دیدن بهتر درك می كنند تا شنیدن. كودك وقتی كاملاً متوجه شد كه چه توقعی از او دارند احساس آرامش و راحتی بیشتری می كند. برخی از كودكان نیز معیارهای بالایی برای خود در نظر می گیرند كه سبب تشویش و نگرانی می شود و وقتی نمی توانند به آرزوهای غیرواقعی شان دست یابند« احساس شكست » می كنند و ذهنشان آ شفته می شود؛ در این مواقع كمتر می درخشند.
۶) والدین برای این كه كودكشان را از نگرانی برهانند باید او را دایم تشویق یا تحسین كنند البته تشویق، اغراق آمیز و ناپخته نباشد. كودكان معمولاً از كارهای خود خیلی انتقاد می كنند و از آنچه كه انجام می دهند زیاد راضی نیستند.
۷) برخی از كودكان هر نوع تعریف و تمجید را یك جور مزاحمت تلقی می كنند. واكنش فرزندتان نسبت به تعریف و تمجید را مشاهده كنید و وقتی متوجه شدید كه كودكتان حتی هنگام تعریفی مثبت آشفته خاطر و مضطرب می شود تا جایی كه امكان دارد او را به حال خود بگذارید و كاری به كارش نداشته باشید.
۸) والدین كودكی كه نمی تواند خشم خود را كنترل كند باید او را تشویق كنند تا روی یك كار- نه چند كار همزمان- وقت بگذارد و از بار اضافی و اضطراب ناشی از خستگی و گرسنگی بپرهیزد زیرا ممكن است امیدش را در راه رسیدن به اهدافش از دست بدهد.
۹) والدین باید از كودك بپرسند كه چه اهدافی دارد.
۱۰) وقتی هدف كودك مشخص شد باید به او كمك كنند كه تشخیص دهد آیا هدفش با واقعیت همخوانی دارد یا خیر و اگر چنین بود برای رسیدن به آن، او را تشویق كنند.
۱۱) والدین كودك نگران باید به او كف نفس بیاموزند. برای پدر یا مادر این كه كودكش می گوید:
« من خیلی احمق هستم.» یا« هیچ كاری از دستم برنمی آید؟»سخت است. ولی وقتی كودك نسبت به خود چنین احساسی دارد فریاد كشیدن بر سر او هیچ دردی را درمان نمی كند. وقتی به او دستور می دهیم كه این گونه صحبت نكند تنها نگرانی اش را افزایش داده ایم. مجبوریم احساسات منفی كودكان را بپذیریم تا بتوانیم آنها را تغییر دهیم. به جای این كه با زورگویی او را از داشتن احساسات منفی منع كنید برایش محیطی فراهم كنید تا بتواند این احساسات را ابراز كند ولی با روشی درست به او نشان دهید كه این احساسات واقعیت ندارند. در این گونه مواقع والدین می توانند از روش های زیر بهره جویند:
● درك احساسات كودكان
روشی درست به او نشان دهید كه این احساسات واقعیت ندارند. در این گونه مواقع والدین می توانند از رو ش های زیر بهره جویند:
۱) توجه كودك را روی كاری كه دارد انجام می دهد متمركز كنید و توانایی های او را هرگز ارزیابی نكنید و از نارضایتی دیگران نیز صحبتی به میان نیاورید. مثلاً بهتر است به او بگویید« روی این كار خیلی وقت می گذاری. »نه این كه بگویید
:« خیلی كند كار می كنی.»
۲) صمیمیت و اعتقادی كه والدین نسبت به كودك احساس می كنند به وی اطمینان خاطر می بخشد و بدون تردید او را به سوی كشف بهترین استعدادش سوق می دهد. تلاش و جدیت او را تحسین كنید. تا جایی كه امكان دارد به او اجازه دهید خودش بسیاری از تصمیم هایش را بگیرد. همه كودكان _ به ویژه كودكان نگران- باید مطمئن شوند كه ما علاقه مندیم بدانیم آنها مسائل را چگونه می بینند و از شنیدن تفكرات و تصورات آنها لذت می بریم.
۳) از آنجایی كه تنبیه و تهدید یا بی حوصلگی و عصبانیت، نگرانی كودكان را افزایش می دهد باید از آن اجتناب شود. وقتی كودك حس می كند كه از او ناامید شده ایم از ترس یخ می زند و گاهی اوقات شرمنده می شود. باید برای كودك محیطی فراهم آوریم كه هم احساس امنیت كند و هم بتواند طعم تلاش و شكست را با هم بچشد.
احساس دیگری كه باعث به وجود آمدن طرز فكری منفی در كودك و عزت نفس اندك می شود عصبانیت است. یعنی كودكی كه عزت نفس اندك دارد بسیار گوشه گیر، منفی باف، عبوس و نق نقو است و در اكثر كارها اشتیاقی از خود نشان نمی دهد. كودكی كه عصبانی است توجهی به راضی و خشنود نگهداشتن ما ندارد. حتی ممكن است طوری رفتار كند كه نشان دهد نسبت به انجام دادن تكالیف مدرسه یا برآوردن توقعات ما دل نگرانی ندارد و حتی سعی می كند خود را با اعتماد به نفس نشان دهد و بگوید نیازی به كمك، تأیید یا حمایت دیگران ندارد. اما كودك عصبانی نیاز مبرمی به كمك دارد.
● خشم كودكان
موارد زیر موجب خشم كودكان می شود:
۱) وقتی چیزی جلوی موفقیت و پیشرفت او را می گیرد.
۲) وقتی به آنها برچسب هایی مانند بد، بی عرضه، لوس یا بی معرفت زده می شود.
۳) وقتی كه احساس ضعف یا عدم كنترل می كنند.
عصبانیت اغلب دفاعی در برابر عزت نفس اندك است. كودك به جای این كه در برابر ناامیدی بایستد یا عدم قدرت خود را بپذیرد احساس خشم می كند و چنین خشمی به روش های متعددی بروز می كند:
۱) سعی می كند دیگران نسبت به او احساس بدی داشته باشند تا متوجه عزت نفس اندك او نشوند. بنابراین نسبت به بچه های كوچك و ضعیف تر قلدری می كند و با هم سن و سال های خود رفتار پرخاشگرانه ای دارد.
۲) بسیاری از كودكان عصبانی احساس ضعف می كنند و مثلاً به این دلیل كه جلوی موضوعی بسیار اضطراب آور كه در محیط زندگی شان در حال وقوع است (مثل طلاق و یا مشكلات مالی خانوادگی) را نمی توانند بگیرند سعی دارند دست به خشونت زده و بدین ترتیب احساسات ناخوشایند خود را سركوب كنند.
۳) وقتی كودكی احساس می كند كسانی را كه دوست دارد نسبت به او بد فكر می كنند، ممكن است درد و رنج ناشی از این موضوع را با خشم پنهان سازد. چنین كودكانی هنگام دفاع در برابر نارضایتی والدین احتمال دارد با خود فكر كنند كه:
«اهمیتی نمی دهم آنها چه فكر می كنند.» یا «اهمیتی نمی دهم كه بد، لوس، احمق، بی فكر یا تنبل هستم.»
۴) طبق قاعده اكثر مواقع كودكان باید به بزرگترها احترام بگذارند یا فقط چیزی بگویند كه خوشایند باشد. مثلاً «اگر حرف خوبی برای گفتن نداری حرف نزن!» را غالباً بزرگترها به كوچكترها می گویند. بدین ترتیب به كودك اجازه داده نمی شود تا تفكرات و احساسات خود را بیان كند و سكوت كردن او را عصبانی می كند.
۵) عصبانیت كودك را به سوی تمرد و رفتاری شكننده سوق می دهد و بدین ترتیب ممكن است كه تنبیه هم بشود، بنابراین (به سبب عدم تأیید دیگران) عصبانیتش افزایش می یابد.
● روش مقابله با خشم كودكان
با كودك عصبانی باید اساسی برخورد كنیم تا بتوانیم روش های جدید ارتباط با او را بیابیم:
۱) اولین كاری كه باید انجام دهیم این است كه عصبانیت او را بپذیریم و تشخیص دهیم كه چه چیزی او را عصبانی كرده است.
۲) باید به كودكان اطمینان دهیم كه می خواهیم او را درك كنیم. اگر كودكان از صمیم قلب تشویق شوند كه درباره احساسات شان صحبت كنند سرانجام می توان مشكلاتی كه شكل عصبانیت به خود گرفته اند را تشخیص دهیم و بدین ترتیب در رفع آنها كمك كنیم.
۳) باید سعی كنیم مشكلاتی را كه در قالب عصبانیت بروز می كنند مورد خطاب قرار دهیم. وقتی كودك را متوجه كنیم كه می دانیم رفتار او ناشی از چه مشكلی است او مطمئن می شود كه به اساس نیكی وجودش ایمان داریم و همه چیز رفع خواهد شد.
۴) كودك را باید مطمئن سازیم كه عصبانیت وی یا هر چیزی كه پشت این خشم پنهان است، هیچ گونه آسیبی به روابط وی با ما نخواهد زد. بسیاری از كودكان مایل نیستند تفكرات و احساساتشان را برای ما بگویند، چون معتقدند كه اگر صادق و رو راست باشند ما از سخنانشان تعجب می كنیم و عصبانی می شویم.
۵) باید به عصبانیت كودك حتی اگر مستقیماً متوجه ما باشد اهمیت بدهیم. بعضی مواقع كودك از دست پدر یا مادرش كه به او توجه كافی ندارند عصبانی می شود. به هر حال اگر كودك بپرسد كه چه چیزی موجب عصبانیتش شده است، مؤثرتر خواهد بود. كودك در سن ۵ سالگی توانایی زیادی دارد تا فكر و احساسش را بیان كند به شرط این كه در محیطی امن و مطمئن قرار داشته باشد، یعنی مطمئن باشد اگر بگوید چه احساسی دارد شما عصبانی نمی شوید یا به او گوشه و كنایه نمی زنید و او را به لوس یا خودخواه بودن متهم نمی كنید.
افسردگی مورد دیگری است كه باعث كاهش عزت نفس می شود. افسردگی در كودك موجب اختلال در یادگیری، بازی و توسعه روابطش با دیگران می شود و بعضی مواقع نیز حتی مانع ارتباط او با والدین می شود و اغلب بی سروصدا به وجود می آید.
● علائم افسردگی
كودك افسرده علائم زیر را از خود بروز می دهد:
۱) تابع امیال آنی خود است. او باور ندارد كه می تواند مشكلاتش را حل كند. بنابراین برای به دست آوردن اعتماد به نفس تلاش كمی می كند و كاری را پیگیر انجام نمی دهد.
۲) او خود را از آن نوع افرادی می داند كه در هر مرحله از زندگی دست به هر كاری بزند، شكست می خورد.
۳) داوطلب نمی شود چرا كه معتقد است شركت او در كاری ارزشمند نیست.
۴) معلومات شخصی كمی دارد و احساس می كند كه شایسته آگاهی نیست و چون می ترسد دیگران او را تأیید نكنند محتاطانه سخن می گوید.
۵) او معتقد است همیشه مردم را از خود ناامید می كند بنابراین مدام از دیگران كناره گیری می كند.
۶) مدت زمان قدرت تمركز او كوتاه است.
۷) برخی از كودكان افسرده دچار عذاب شدید روحی اند، به طوری كه برای خود انواع متفاوتی بیماری می تراشند و یا برای این كه دیگران از آنها توقع انجام دادن كاری را نداشته باشند تمارض می كنند و احتمالاً معتقدند كه دیگران فقط زمانی آنها را دوست خواهند داشت كه حس ترحم شان را برانگیزانند.
۸) او دوست دارد شخص دیگری باشد. علامت دیگر افسردگی دروغگویی یا حسادت است. كودك وقتی اعتماد به نفس ندارد نسبت به هم سن و سال های خود حسادت می ورزد.
● چگونه می توان كودكی را از افسردگی رها ساخت؟
۱) باید به او یاد بدهیم هدفی واقعی كه مناسب توانایی هایش باشد در نظر بگیرد. اهداف فوق العاده بزرگ كه امكان دسترسی به آنها نیست ممكن است بهانه ای برای طفره رفتن از تلاش كردن باشد و اهدافی هم كه دستیابی به آنها خیلی ساده و آسان است احتمالاً به او یادآوری می كند كه از مبارزه می ترسد. به جای این كه او را تشویق كنیم تا مثل نقاشی بزرگ، رئیس جمهور یا ستاره ای ورزشی شود به او یاد دهیم دریابد كه امروز یا این هفته چه می خواهد به دست آورد؟
۲) به او كمك كنیم تا برای رسیدن به هدفش تلاش كند. كودكان افسرده در عین حال كه شروع به آموختن مهارت هایی برای كسب عزت نفس می كنند به حمایت عاطفی ویژه ای هم نیاز دارند.
۳) اجازه دهیم كه كودك گاهی طعم شكست را بچشد تا بفهمد كه كجای كارش اشتباه بوده است.
۴) سعی كنیم به او تفهیم كنیم كه می تواند موفقیت های كودكان دیگر را بدون این كه احساس حسادت كرده و یا در مقابل نسبت به خود احساس بدی پیدا كند، تحسین نماید. كودكی كه عزت نفس بالایی دارد نسبت به مهارت، استعداد و ویژگی های كودكان دیگر احساس خوشحالی می كند ،ولی كودكی كه عزت نفس اندكی دارد در برابر توانایی های دیگران احساس شكست می كند.
۵) به او كمك كنیم تا تصمیم بگیرد و روی تصمیم خود ثابت قدم بماند و عواقب احتمالی آن را نیز بپذیرد. برخی از پیامدها خوب و برخی بد هستند، مهم این است كه كودك بیاموزد با تغییرات سازگاری یابد.
۶) به حرف های او گوش كنیم و تأییدش نماییم. بسیاری از كودكان افسرده تصور می كنند افكار و احساساتشان زیر عدم پذیرش دیگران مدفون می شوند. ممكن است چنین كودكانی از گفتن تصوراتشان هراس داشته باشند و یا نتوانند اشاره ای به آنها كنند و كمتر بفهمند كه چه می خواهند یا چه احساسی دارند. آنها ممكن است زودرنج باشند و نسبت به هر چیزی احساس گناه كنند.
كودك افسرده نمی تواند احساس شادمانی كند. او را باید درك و راهنمایی كنیم. وقتی به او كمك می كنیم تا هدفی برای خود در نظر بگیرد و در مورد آن تصمیم بگیرد و اگر شكست خورد آن را پذیرفته اما به راهش ادامه دهد در واقع او را به سوی نگرشی مثبت هدایت كرده ایم. آنگاه او متوجه می شود كه توانایی هایش مؤثرند و اعتماد به نفسش افزایش می یابد.
نویسنده: تری اپتر
سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

عضویت در خبرنامه

ما را دنبال کنید

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید،از اخبار و اطلاعیه ها با خبر شوید و نظرات خود را بیان کنید.