مدیتیشن فرکانسی و موسیقی درمانی چگونه عمل میکند ؟

رای دهی: 2 / 5

فعال سازی ستارهفعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستاره
 

 مدیتیشن فرکانسی و موسیقی درمانی چگونه عمل میکند ؟

پژوهشهاي انجام شده، نشان مي‌دهد كه غده تالاموس به عنوان مهمترين غده در مغز انسان محركهاي صوتي را به وسيله سيستمهاي عصبي دريافت و در كنار حافظه و تخيل به آنها پاسخ مي‌دهد. غده هيپوفيز نيز كه از غده تالاموس فرمان دريافت مي‌كند به محركهاي صوتي موزون پاسخ مي‌دهد، موجب بروز ترشحاتي مي‌شود كه نتيجه آن آزاد سازي ماده آرام بخش به نام آندروفين خواهد بود. با توجه اينكه مهمترين اثر ماده مزبور، تسكين درد در انسان است به سادگي مي‌توان به ارزش موسيقي درماني كه عملاً موجبات آزاد سازي ماده آندروفين كه علاوه بر تسكين درد، موجبات انبساط و شادي را در انسان فراهم مي‌سازد، پي‌برد.

 

موسیقی درمانی عبارتست از:

 القاء آرامش روحی و روانی

 تسریع روند بهبود بیماریها

 بهبود عملكرد ذهنی و ایجاد سلامتی در روح و روان

قدمت موسیقی درمانی تقریباً به قدمت تمدن بشری است. فیلسوفهای یونان باستان همانند سرخپوستان آمریكای شمالی عقیده داشتند كه موسیقی قادر به تسریع روند بهبود بیماریهای روحی و روانی در انسانهاست. در ایالات متحده آمریكا در طی سالهای جنگ جهانی دوم برای نخستین بار از موسیقی درمانی به عنوان یك درمان رسمی در بیمارستانهای نظامی این كشور استفاده شد تا به سربازانی كه در جریان این جنگ دچار نقص عضو و ناتوانی شده بودند كمك شود.
برای نخستین بار طی دهه میلادی به موسیقی درمانگر ها مدارك رسمی اعطا شد و نیز انجمن موسیقی درمانی آمریكا (AMTA) تأسیس و بنیانگذاری شد.همچنین در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا بخشی وجود داشت.اين همبستگي به يكي از خدايان يونان «آپولو» شخصيت و شكل داده است. آپولو هم خداي موسيقي و هم خداي طب بود.يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي‌تواند با برگرداندن هارموني و نظم در بدن سلامتي را براي فرد مورد استفاده به ارمغان آورد.در دوران باستان ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفا وجود داشت. در یونان باستان این همبستگی به یکی از خدایان یونان «آپولو» شخصیت و شکل داده است. آپولو هم خدای موسیقی و هم خدای طب بود. یونانیان معتقد بودند که امراض نتیجه عدم هارمونی در وجود فرد است و موسیقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می‌تواند با برگرداندن هارمونی و نظم در بدن سلامتی را برای فرد مورد استفاده به ارمغان آورد.پژوهشهاي انجام شده، نشان مي‌دهد كه غده تالاموس بهعنوان مهمترين غده در مغز انسان محركهاي صوتي را به وسيله سيستمهاي عصبي دريافت و در كنار حافظه و تخيل به آنها پاسخ مي‌دهد. غده هيپوفيز نيز كه از غده تالاموس فرمان دريافت مي‌كند به محركهاي صوتي موزون پاسخ مي‌دهد، موجب بروز ترشحاتي مي‌شود كه نتيجه آن آزاد سازي ماده آرام بخش به نام آندروفين خواهد بود. با توجه اينكه مهمترين اثر ماده مزبور، تسكين درد در انسان است به سادگي مي‌توان به ارزش موسيقي درماني كه عملاً موجبات آزاد سازي ماده آندروفين كه علاوه بر تسكين درد، موجبات انبساط و شادي را در انسان فراهم مي‌سازد، پي‌برد.تحقيقاتي كه توسط كولن در سال 1992 در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان «سنت جرج» لندن صورت گرفته، نشان مي‌دهد كه موسيقي به ميزان قابل توجهي در تسكين و تقليل وضعيت بحراني بيماران كه در بخش آي ـ سي ـ يو بستري بوده‌اند تاثير داشته است زيرا ثابت شده است كه سيستم اعصاب انسان به محركهاي موزيكال پاسخ مثبت مي‌دهد. موسيقي درماني يك فرآيند فعال است. در موسيقي درماني، ما انتظار داريم كه موسيقي ما را در برگرفته و در تمام وجودمان جريان پيدا كند. يادتان باشد كه از قوه تخيل مغز استفاده كنيد.به خاطر داشته باشيد: «انرژي در پي انديشه مي‌آيد» هر جا كه فكر باشد انرژي هم وجود دارد.

براي بهتر گوش كردن به موسيقي دو مطلب را به خاطر بسپاريد:

1. صداي موسيقي در حدي باشد كه شما با آن راحت هستيد. 2. خودتان را تسليم موسيقي كنيد.

در اينجا به كاربرد مواردي چند از موسيقي درماني اشاره مي‌شود:

كاربرد موسيقي درماني براي كمك به افراد عقب مانده با حركات ريتميك موزيكال مي‌توان مهارت در هماهنگي‌هاي حركتي را بهبود بخشيد، اشعار آوازهاي مخصوص را مي‌توان نوشت كه از طريق آن مراحل و روشهاي مهارتهاي خود ياري مثل لباس پوشيدن و مسواك زدن را ياد بگيرند و به خاطر بسپارند. موزيك تراپيست ها، براي اينكه برنامه هاي درماني و روش هاي مؤثر براي در حال جريان ايجاد كنند، بايد برنامه ريزي دقيقي را به كار گيرند.

جريان برنامه ريزي شامل چهار مرحله كلي است:

 تعريف مشكل درمانجو يا زمينه نياز آن (سنجش)

فراهم كردن هدفي براي درمانجو كه به رفع مشكل يا نياز او كمك كند.  برنامه ريزي مناسب فعاليت هاي موزيكي  تكميل روش ها و فعاليت ها و ارزشيابي واكنش هاي درمانجو مشاهدات و تجربيات اخير نشان داده است كه كاربرد موسيقي در درمان ناتوانيهاي يادگيري اشخاصي كه آسيب هاي شنوايي دارند، اشخاصي كه آسيب هاي بينايي يا آسيب هاي گفتاري دارند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

كاربرد موسيقي درماني در نارسائي هاي گفتاري:

افرادي كه در ارتباط كلامي مشكل دارند با خواندن آوازها و سرودهاي مخصوص مي‌توانند در شمرده تلفظ كرد ناصوات، گفتار مورد نياز و مهارت در تشخيص لغات رشد و تمرين كنند. ريتم و صداي موسيقي همچنين مي تواند تقويت جريان تكلم را در اختلالات گفتاري مانند لكنت زبان آسان سازد. از موسيقي براي اشخاص زبان پريش (آفازيك) به عنوان روش براي برقراري رابطه كلامي مي توان استفاده كرد تكنيك شناخته شده، درمان آوازي ملوديك (Melodic intonation Therepy ( M.I.T
اين تكنيك، در اوايل دهه هفتاد ميلادي به عنوان يك روش ترميمي براي بخشي از مسائل گفتاري بزرگسالان زبان پريش به وجود آمده است. در اين روش جملات كوتاه در نمونه هاي ساده آهنگين، با آواز خوانده مي شود. به موازاتي كه بيماران عبارات و جملات را ياد مي گيرند، آهنگ ها كمرنگ تر و محو مي شوند، اين روش بر پايه اين نظريه قرار گرفته كه وقتي نيم كره سمت چپ، آسيب مي بيند مي توان به وسيله اغراق در آواز (ريتم، با تأكيد بيان كردن و جملات ملوديك) با كمك نيم كره راست مغز، تكلم را كمك، تحريك و تسهيل كرد. كاربرد موسيقي درماني در درمان معلوليت هاي ارتوپدي: بنابر نظر «رودنبرگ» (هزار و نهصد و هشتاد و دو) از موسيقي مي‌توان در چند منظور درماني براي معلولين ارتوپدي استفاده كرد: يك. كاهش حواس پرتي دو. رهايي از تنش ها و حساسيت هاي شديد سه. تقويت تمرين هاي عضلاني چهار. افزايش احساس ارزش شخصي فعاليت هاي مختلف موسيقي درماني مي تواند جهت بهبود وضعيت مفاصل و ماهيچه ها و افزايش هماهنگي حركات آنها كمك كرد. مثلا نواختن سازهاي انتخاب شده با شيوه هاي مخصوص مي تواند تحرك و استقامت مفاصل را افزايش دهد و با هماهنگي قسمت هايي از بدن را بهبود بخشد.مثلاً نواختن پيانو براي حركت و خم كردن و كشش انگشت ها و از ريتم سازها براي افزايش دامنه حركات و منبعي براي الگوهاي حركتي از نواختن ساز دهني براي كنترل بهتر دست ها و هماهنگي آن با دهان و تقويت ظرفيت هاي حياتي مي توان استفاده كرد. يكي ديگر از منافع يادگيري نواختن ساز براي معلولين، احساس كاميابي و رضايت است. نواختن ساز، احساس ارزش شخصي را افزايش مي‌دهد و اگر به صورت گروهي نواخته شود، رشد اجتماعي شان تقويت خواهد شد.

كاربرد موسيقي درماني در درمان سالمندان:

سالمندي معمولاً با درجاتي از زوال كاركرد جسمي و ذهني همراه است. كه اين درجات در افراد مختلف متفاوت است. بيشتر افراد مسن خصوصاٌ آنهايي كه در خانه هاي سالمندان زندگي مي‌كنند، علائمي از اختلالات فكري و بدني دارند. بسياري از سالمندان مشكل پزشكي مانند بيماريهاي قلبي، ديابت، سرطان و يا فشار خون دارند. بهعلاوه عده‌اي نيز به دلايل عاطفي دچار افسردگي و تنهايي مي شوند.موسيقي درماني مي‌تواند در زمينه تقويت كاركرد جسمي و روحي اين افراد مؤثر واقع شود. به عنوان مثال موسيقي همراه با تمرينات و ورزش هاي روزانه، مي‌توان احساس دردي را كه غالباً توأم با اين ورزشهاست از ذهن دور ساخته و يا انگيزه و محرك لازم را براي شركت در انجام اين قبيل ورزشها و فعاليتهاي حركتي فراهم كرد.دست زدن نشاط انگيز و موسيقي ريتميك مي‌تواند ورم مفاصل انگشتان را صاف كند، اعتماد به نفس او را افزايش داده و انرژي مثبت را در اينگونه افراد تقويت كند. مهم است به خاطر بسپاريم كه موسيقي مورد علاقه سالمندان مانند ديگر اقشار مردم دامنه وسيعي دارد. علاقه آنها متناسب با سنشان تغيير مي‌كند. معمولاً افراد مسن به آهنگهاي معروفي كه در دوران جواني حوالي سنين 18 تا 25 سالگي گوش مي‌دادند، علاقه نشان مي‌دهند.

منشأ موسیقی‌ درمانی

در سراسر تاریخ، موسیقی دلیلی بر وجود و تأثیرپذیری احساسات انسانی بوده است. در انجیل آمده است که شاه سائول به‌وسیله آوای چنگ داوود آرام شد و یونانیان باستان نیز، تأثیر شفابخش موسیقی را به‌خوبی شناخته بودند. در بسیاری از فرهنگ‌ها موسیقی با سنت‌هایشان درآمیخته است. موسیقی می‌تواند سبب تغییر روحیه شود؛ تأثیر محرک یا آرام‌بخشی داشته باشد و بر فرآیندهای فیزیولوژی، مانند ضربان قلب یا تنفس تأثیر بگذارد. در جنگ جهانی دوم از موسیقی برای درمان سربازان مجروح استفاده شد و این امر سرآغازی بود برای مطالعات و دوره‌های عملی استفاده از موسیقی در درمان. اولین انجمن حرفه‌ای موسیقی‌ درمانگرها در سال‌های ١٩٤٠ و ١٩٥٠. م ایالات متحده آمریکا تشکیل شد. انجمن ملی و انجمن موسیقی‌درمانگرهای آمریکا، در سال ١٩٩٨. م با هم تلفیق شدند و انجمن موسیقی درمانگرهای آمریکا را تشکیل دادند.

مزایا و منافع موسیقی

موسیقی، می‌تواند برای همه سودمند باشد، افزون بر اینکه می‌توان آن را در درمان کسانی که بیماری و مشکلات جسمی، عاطفی یا اجتماعی دارند به کار برد، حتی افراد سالم نیز می‌توانند از آن برای آرامش، کاهش استرس و بهبود روحیه، همراه تمرین‌های ورزشی استفاده کنند.موسیقی، هیچ‌گونه عوارض سمی و زیان‌آوری ندارد. موسیقی‌ درمانگر‌ها به بیماران خود کمک می‌کنند به شماری از هدف‌هایی که می‌توان با موسیقی به آن دست یافت، برسند. از جمله آنها بهبود ارتباطات، رشد درجات ادبی و تحریک توانایی‌ها. همچنین می‌توان در رفتاردرمانی و کنترل درد، از موسیقی کمک گرفت.

تأثیرات جسمی

واکنش مغز در برابر موسیقی، تغییراتی را در بدن ایجاد می‌کند. آهنگ می‌تواند بدن را به سوی الگوی تنفسی آرام‌تر و عمیق‌تر هدایت کند که همین امر سبب آرام شدن جسم می‌شود و تأثیر آرام‌بخشی دارد.ضربان قلب و فشار خون در برابر نوع موسیقی‌ای که شنیده می‌شود، واکنش نشان می‌دهند. بلند یا کوتاه بودن صدا، بر سرعت ضربان قلب و سرعت محرکی که عصب شنوایی را تحریک می‌کند، تأثیر می‌گذارد. صداهای بلند و تند، سرعت ضربان قلب و فشار خون را بالا می‌برند و صداهای آهسته، ملایم و منظم‌تر ضربان قلب و فشار خون را منظم می‌کند. موسیقی همچنین می‌تواند انبساط عضلانی را تسکین بدهد و توانایی‌ها را بالا ببرد. در کلینیک‌های بازپروری، اغلب از موسیقی برای کمک به بازسازی الگوی مهارت‌های جسمی استفاده می‌کنند. میزان اندروفین (تسکین دهنده طبیعی درد) با گوش دادن به موسیقی افزایش یافته، میزان هورمون‌هایی که باعث استرس می‌شوند، کاهش می‌یابد. این تأثیرات شاید بتواند تا اندازه‌ای علت تأثیر موسیقی در بهبود سیستم ایمنی را توضیح دهد. مطالعاتی که در سال ١٩٩٣. م در دانشگاه میشیگان انجام شد، نشان داد گوش‌دادن موسیقی حتی برای پانزده دقیقه، می‌تواند قسمت اول اینترلئوکین را افزایش دهد که نتیجه آن، افزایش مصونیت و ایمنی بدن است.

تأثیرات ذهنی

توجه به نوع و سبک صوت و صدا، موسیقی می‌تواند فرد را هوشیار کرده، یا به آرامش او کمک کند. به وسیله موسیقی می‌توان، قدرت حافظه و یادگیری را افزایش داد و از این خاصیت در آموزش بچه‌های عقب‌مانده ذهنی، نتیجه خوبی گرفت.نتیجه سودمندتر موسیقی، بهبود توانایی تمرکز است، مطالعه در این ‌زمینه نشان داد که دانشجویان کالج، مسائل ریاضی را بعد از گوش دادن به موسیقی کلاسیک، بهتر و راحت‌تر حل می‌کنند، و از آن اصطلاح «تأثیر موزارت» رایج شد.

تأثیرات عاطفی

توانایی موسیقی در تأثیر بر عواطف انسانی به‌خوبی آشکار است. فیلم‌سازان از موسیقی بسیار استفاده می‌کنند. تنوع در نوع موسیقی ممکن است در آفرینش احساس آرامش، تنش، هیجان یا عشق استفاده شود. لالایی گفتن نیز قرن‌هاست که برای آرام کردن کودکان و نوزادان و خواباندن آنها مرسوم است. همچنین موسیقی می‌تواند برای بیان صریح احساسات و بدون استفاده از کلام به‌کار برده شود که در بعضی موارد، وسیله درمانی مناسب و قابل استفاده‌ای است.

هدف‌های استفاده از موسیقی

«موسیقی، به مثابه پل ارتباطی با بیمار است.» موسیقی‌ درمانگر‌ها دلیل به‌کارگیری موسیقی را در موارد خاص درمان، چنین استدلال می‌کنند و برای کمک به روند بهبود بیماری از فعالیت‌ها و تمرین‌های ویژه‌ای استفاده می‌کنند. از جمله برای پیشرفت در ارتباطات خویشاوندی تحریک احساسات و کسب توانایی‌های اجتماعی باشد. می‌توان از شگردها، به‌گونه‌های مختلفی استفاده کرد، مانند خواندن، گوش‌دادن‌، آهنگ‌سازی، استفاده از آلات موسیقی، تحرک، تصویرسازی ذهنی و روش‌های مقتضی دیگر. موارد دیگری مانند رقص، هنر و روان‌شناسی نیز مفید است. بیماران ممکن است به‌عنوان نتیجه درمان، از توانایی‌های موسیقی خود استفاده کنند، اما این امر دخالت چندانی ندارد. هدف اولیه، گسترش توانایی بیماران برای انجام وظایف است.

شگردهای موسیقی‌ درمانی

آموزش نواختن یکی از آلات موسیقی از فعالیت‌های بسیار عالی است که توانایی‌های معلولان جسمی، آسیب‌دیده‌های مغزی و... افزایش می‌دهد. موسیقی، با وجود هر یک از نقایص بالا، توانمندی فرد را بالا می‌برد.موسیقی، ‌تمرینی است برای کنترل حرکت‌ها و همکاری گروهی. همچنین گوش دادن به موسیقی احساس نیاز به اجتماعی بودن و ارتباط داشتن را بیشتر می‌کند. آواز خواندن باعث بهتر سخن گفتن، هماهنگی و کنترل تنفس می‌شود.به‌یاد آوردن اشعار و آهنگ‌ها نیز تمرینی مناسب است برای افراد معلول و کسانی که دچار آسیب‌های مغزی هستند. یکی از راه‌هایی که به بیمار کمک می‌کند بر احساسات منفی و ترس خود غلبه کند، آهنگ‌سازی و موسیقی است. گوش دادن به موسیقی، برای افزایش دقت و به‌یاد آوردن بهترین راه است. همچنین آن ممکن است به بیمار کمک کند خاطرات و احساساتی که نیاز به یادآوری آنهاست به یادآورد و درباره آنها صحبت کند.آواز خواندن و مشاوره کردن، روش یکسانی است که برای بعضی از بیماران به صورت عمومی استفاده می‌شود و آنها را برای صحبت کردن تشویق و دلگرم می‌کند. گوش دادن به موسیقی راهی است برای بیان احساسات، سمبل‌ها و تصورات بیمار و پلی است برای ابراز احساسات.

موسیقی و کودکان

تحریک حواس از طریق موسیقی، البته به صورت تفریحی می‌تواند به گسترش توانایی کودکان برای بیان احساسات، ارتباطات و گسترش حرکات منظم کمک کند. مدارک نشان می‌دهد که توانایی‌های کلامی می‌تواند با تحریک هر دو نیمکره مغز گسترش یابد. موسیقی می‌تواند در کاهش استرس، اضطراب و درد در کودکان، همچون بزرگ‌سالان مؤثر باشد.موسیقی‌ درمانی در بیمارستان‌ها برای کسانی که بیمار هستند یا برای جراحی آماده می‌شوند یا در بخش مراقبت‌های پس از عمل هستند، بسیار سودمند است. کودکان می‌توانند با تمرین موسیقی، اعتماد به‌ نفس خود را بیشتر کنند. نوزادان خیلی بیشتر از بزرگ‌سالان از موسیقی لذت می‌برند. نوزادان نارسی که برای‌شان موسیقی پخش می‌شود، سریع‌تر از نوزادانی که در معرض موسیقی قرار نگرفتند، اضافه‌وزن پیدا می‌کنند و زودتر از بیمارستان مرخص می‌شوند.

موسیقی و احیا

بیمارانی که آسیب‌های مغزی حاصل از ضربه، یا دیگر مشکلات عصبی و مغزی دارند، با موسیقی درمانی بهبود یافته‌اند. تمرینات منطقی و مفید، توانایی‌های بدن را به شکلی سودمندتر هدایت می‌کند. فرآیندهای ژنتیکی و مهارت‌های زبانی با موسیقی، بهتر پرورش می‌یابند.

موسیقی و سالمندان

سالمندان به‌طور کلی مستعد اضطراب، افسردگی و بیماری‌های مختلف، مانند پارکینسون هستند، به‌ویژه کسانی که در کلینیک‌ها به سر می‌برند. زخم‌های مزمن، سبب دردهایی می‌شوند که غیرعادی نیستند. موسیقی برای لذت بردن، آرامش بیشتر و تسکین درد، بهترین راه برای آنهاست و فرصتی است برای اجتماعی باقی ماندن سالمندان. همچنان می‌تواند در بهبود کسانی که به بیماری آلزایمر مبتلا هستند، اثرهای چشمگیری داشته باشد، حتی به‌طور موقت. موسیقی در کاهش هیجان که در نشانه‌های عمومی آلزایمر وجود دارد، مؤثر است. همچنین مطالعات نشان داده‌اند سالمندانی که موسیقی می‌نوازند، از نظر جسمی و عاطفی نسبت به بقیه سالمندانی که هیچ ارتباطی با موسیقی ندارند، شاداب‌ترند.

موسیقی و بیماران عقب‌مانده ذهنی

موسیقی، می‌تواند برای بیماران ذهنی یا روحی وسیله مناسب و مؤثری باشد. اوتیس، نوعی بی‌نظمی است که بسیار مورد پژوهش و جست‌و‌جو قرار گرفته است. موسیقی‌ درمانی بعضی از کودکان اوتیستیک را قادر ساخته است که با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و مهارت‌های آموختن آنها را نیز گسترش داده است. سوء استفاده‌های جسمی، شیزوفرنیا یا پارونیا و اختلالات شخصیتی، اضطراب، بهانه‌جویی، همگی مواردی هستند که موسیقی‌ درمانی برای آنها سودمند است. در این گروه، مشارکت و تأثیرات اجتماعی به‌وسیله موسیقی سرعت می‌یابد، واقعیت‌گرایی بهبود پیدا می‌کند و به بیماران کمک می‌شود توانایی‌های‌شان را توسعه دهند، استرس را کمتر کنند و احساسات‌شان را انتقال دهند.

موسیقی و کلینیک مخصوص بیماران صعب‌العلاج

درد، اضطراب و افسردگی از بزرگ‌ترین مواردی هستند که در نهایت سبب بیماری می‌شوند، چه برای کسانی که در بیمارستان‌ها هستند و چه برای دیگران. موسیقی می‌تواند دردها را با کاهش اندورفین و افزایش آرامش، تسکین دهد و فرصت‌هایی را برای بیماران به وجود آورد که با صحبت کردن درباره ترس‌هایی که از مرگ و اهتزار دارند، به کاهش ترس خود کمک کنند. همچنان ممکن است به تعدیل سرعت تنفس در بیمارانی که اضطراب دارند، کمک کرده، فکر آنها را آرام کند. در بیمارستان سنت پاتریک در مونتانا، بیماران در حال مرگ را با موزیک آرام می‌کنند. پزشکان در این برنامه، می‌کوشند بیمارانی را که درد می‌کشند با موسیقی آرام کنند.

موسیقی و زایمان

تحقیقات نشان داده است، زنانی که در هنگام دردهای زایمان به موسیقی گوش داده، درد کمتری داشته‌اند. گوش دادن به موسیقی با زبان آشنا و با همراه تصویرسازی مثبت، مؤثرتر است و بیشتر کمک می‌کند.حرکات مادر کمک می‌کند که بچه برای زایمان در موقعیت مناسبی قرار گیرد. لذت بردن از موسیقی، تحرک‌زاست و به مادر کمک می‌کند که بیش از پیش، در حین دردهای زایمان فعال باشد و مقاومت کند. موسیقی شاد و ریتمیک، بدن را برای آزاد کردن اندروفین‌ تحریک می‌کند، که این ماده به‌طور طبیعی درد را کاهش می‌دهد.بسیاری از زنان، برای هر یک از مراحل زایمان، سبک‌های مختلفی از موسیقی را انتخاب می‌کنند. موسیقی‌های قوی‌تر یا آنهایی که احساس امنیت بیشتری را انتقال می‌دهند، برای مراحل سخت‌تر مناسب‌تر‌ند. همچنین بهتر است آهنگ، با یکی از آلات موسیقینواخته شود.

موارد احتیاط

بیمارانی که از موسیقی‌ درمانی استفاده می‌کنند، نباید داروها و درمان‌های دیگری را که به آنها تجویز شده است، بدون مشورت قبلی با پزشک قطع کنند.

پژوهش و پذیرش عمومی

مخالفت‌هایی در بین پزشکان، درباره این مسئله وجود دارد که آن می‌تواند فقط برای بعضی از بیماران سودمند باشد. هر چند تحقیقات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی می‌تواند اضطراب، درد و زمان استراحت پس از عمل را کاهش دهد. اطلاعات خوبی وجود دارد که این موارد را در برمی‌گیرد.

گواهی‌نامه درمان با موسیقی

موسیقی‌ درمانگرها، خود نوازندگان و موسیقی‌دان‌های بااستعدادی هستند. آنها آموزش می‌بینند که موسیقی چگونه برای گروه‌های خاص و موقعیت‌های گوناگون، عملاً به کار می‌رود. دوره‌های عملی آن شامل کلاس‌هایی درباره تاریخچه موسیقی و نمایش، کنسرت، دانش‌رفتاری و عادتی است.

اصوات موسیقی به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفی تاثیرات عمیقی بر روحیات شخصیت و پرورش عواطف انسانی می گذارند و در تعدادی از شاخه‌های طب جایگزین مانند طب سوزنی هومئوپاتی و آیورودا نقش عمده ای در درمان دارند.امروزه به علت نگرش علمی و روشمند به موسیقی در درمان امراض موسیقی درمانیبه عنوان رشته ای مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حکم روشی مکمل برای درمانهای رایج پزشکی تعریف شده است که منظور از آن استفاده تجویز شده از تحریکات موسیقایی یا فعالیتهای آن برای کاهش ناتوانی و بیماری و تغییر حالات ناسازگار از طریق توانبخشی توقف و درمان علائم بیماری است که زیر نظر پرسنل آموزش دیده صورت می‌گیرد. در این رشته موسیقی به عنوان ابزار و موسیقی درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخی از بیماریها شرایطی را (با توجه به شدت آن بیماری) ایجاد می‌کنند که می‌تواند بیمار را در یک روند مثبت صعودی درجهت کاهش استرسها و ارتقا سلامت قرار دهد و این شرایط ممکن است متناسب با جنس و سن بیمار و شدت بیماری در امراض مختلف متفاوت باشد.در مورد کارکرد موسیقی در پزشکی پژوهشهای گوناگون و معتبری صورت گرفته است که تعدادی از آن ها بر روی علائمی چون ضربان قلب، فشارخون، دردهای گوناگون، تنفس، واکنش های پوستی، هورمونهای آدرنالین، پرولاکتین، کورتیزول، امواج مغزی، کتکولامین ها، استروئیدها، الکترومیوگراف، عوارض جانبی داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستری بودن و بسیاری موارد دیگر متمرکز بوده است. به طور کلی اهداف درمانی این پژوهش های موسیقایی را می‌توان در هشت محور عمده خلاصه کرد:  پیشگیری، آموزش و یادگیری  کاهش دردهای گوناگون پزشکی و دندان پزشکی  کاهش تنش ها و نگرانی های ناشی از جراحی آسیبها و بیماریها  توان بخشی بعد از جراحی آسیب ها و تصادفات  کاهش خستگی حاصل از تنوس های عضلانی (گرفتگی های عضلانی) و کارکرد ماهیچه  کاهش عوارض جانبی داروها  کاهش مدت استفاده از داروها  کاهش طول مدت درمان و بستری بودن علاوه بر تاثیرات درمانی یاد شده موسیقی می‌تواند برای ارتقا برخی از فاکتورهای رفتاری در افراد سالم موثر واقع شود. - مثلاٌ در صنعت از دوش موسیقی برای افزایش بازده تولید و آرامش روانی کارکنان استفاده می‌شود. تاثیرات انواع موسیقی بر فرایندهای حافظه یادگیری، دقت، ادراکات حسی، سیستم عصاب حرکتی نمونه‌هایی از این مقوله‌اند. پژوهشهای انجام شده درباره حس آمیزی رابطه متقابل تاثیرات روانی برخی از نت ها و گامهای موسیقی را با رنگهای مختلف آشکار می‌سازد. مثلاٌ روان پزشکان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مایل به آبی را به گام لاماژور نسبت داده‌اند. - موسیقی در زمینه شناخت و کمک به رفع مشکلات رفتاری نیز کاربرد فراوانی دارد و این تغییرات رفتاری خاصه در سنین رشد و کودکی حائز اهمیت است. علت این تاثیر گذاری این است که هنر به طور کلی و در این جا موسیقی با توجه به بار عاطفی آن به عنوان نوعی وسیله تخلیه روانی به کار برده می‌شود و کودکانی که دچار تنش و فشار روانی هستند با برون فکنی فشارها و هیجانات از طریق موسیقی، به حد مطلوب هیجان و آرامش دست می‌یابند. به استثنای مواردی که مشکل کودک ریشه جسمی یا ارگانیک (اندامی) دارد تاثیر موسیقی در رفتار کودک در مقایسه با سایر شیوه های دیگر از جمله دارو درمانی موفق تر بوده و بیش از هر روش دیگری در تعدیل رفتارهای کودک موثر است اگر چه در مورد نقصهای ارگانیک نیز نقش موسیقی را نباید از نظر دور داشت. - مهم ترین ویژگی ازتباطی موسیقی جنبه غیر کلامی آن است که می تواند در درمان اهمیت اساسی داشته باشد. موسیقی واسطه با ارزشی برای ایجاد ارتباط مجدد با واقعیت در مورد افرادی است که از واقعیت و اجتماع بریده اند (بیماران اسکیزوفرنی) موسیقی، نوعی محرک احساسی قوی و تجربه ای چند حسی است تحریک شنوایی از طریق اصواتی که شنیده می شوند تحریک لمسی از طریق ارتعاشاتی که قابل احساس هستند و نیز تحریک بینایی توسط اجرای زنده آن مثلاٌ کسب موفقیت در فعالیتهای موسیقایی می‌تواند احساس ارزش فردی را تقویت کند. بعلاوه موسیقی بعنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقویت کننده‌ها و زمینه‌ای برای یادگیری و انعکاس مهارتها نیز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. - مهارت های لازم
بررسی علمی هر پدیده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشکیل دهنده و نسبتهای لازم و متعادل در میان آنها و نیز بررسی طرز قرار گرفتن هر یک از اجزا و نسبت روابط و وظایف آنها با یکدیگر است. در مبحث موسیقی درمانی که دو جنبه موسیقایی و پزشکی درآن مطرح است داشتن اطلاعاتی جامع برای درک و دریافت موسیقی روان شناسی موسیقی، تئوری موسیقی، تاریخ موسیقی و همچنین شناخت دقیق جوانب مختلف جسمی و روانی انسان از دیدگاه علوم فیزیولوژی (کارکرد صحیح اجزای بدن) و پاتولوژی (آسیب شناسی) برای «موسیقی- درمانگر» الزامی است.
- علاقه و اشتیاق یک کار و پذیرش مسئولیت حرفه‌ای از تعهد نسبت به این رشته احرتامره حقوق درمان جویان و داشتن روحیه تحقیق از ویژگی های مهم یک «موسیقی درمانگر» است. بنابراین او باید مهارتهای تکنیکی و تفسیری پیشرفته را حداقل در یک وسیله اجرای موسیقی بداند و در توسعه و گسترش روابط بین افراد از طریق فعالیتهای موسیقایی مهارت کامل داشته باشد.از طرفی چون ریشه و پایه تمام بحثهای روان شناسی به نوعی به مغز و اعصاب مربوط می شود و با توجه به این که فرایند درک موسیقی در مغز انسان صورت می‌گیرد ضرورت بحث عصب شناختی پیرامون موسیقی آشکارتر می‌شود. موسیقی می‌تواند از طریق ایجاد تحریکاتی در قسمتهای مختلف سیستم عصبی بطور وسیعی بر بسیاری از اعضا و اندامهای انسان از نظر ادراکات حسی و کارکردهای عملی موثر واقع شود و باعث پویش جسم و روان انسان در حالت سلامتی و بیماری گردد.

بهترین کالکشن ها و آثار موسیقی درمانی و فرکانس درمانی را در بخش موسیقی و فرکانس فروشگاه کابوک موجود است شما را برای بازدید از این مجموعه دعوت میکنیم 

 

عضویت در خبرنامه

ما را دنبال کنید

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید،از اخبار و اطلاعیه ها با خبر شوید و نظرات خود را بیان کنید.