روانشناسي تصوير ذهني و اثر پیگمالیون چیست ؟

رای دهی: 0 / 5

غیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستارهغیر فعال سازی ستاره
 

روانشناسی تصویر ذهنی و اثر پیگمالیون

روانشناسي تصوير ذهني

در روانشناسي تصوير ذهني،بر تصوير ذهني فرد از خودش و تصوير ذهني او از تصور ديگران در مورد خودش تاكيد مي شود.

ماكسول مالتز جراح پلاستيك در كار با افرادي كه داراي ضايعات پوستي در صورت بودند دريافت كه با تغيير دادن تصوير بيروني ظاهري هر شخص،درون اوهمتغيير پيدا مي كند و شخصيت،رفتار و توانائيهاي او به طرزي خارق العاده تغيير مي يابد.عدم اعتماد به نفس و عقده ها در مدتي كمتر از سه هفته ناپديد مي شوند و به جاي آنها شخصيتي تازه و شكوفا سربرمي آورد.اما در بعضي موارد با دگرگون شدن تصوير بيروني و ظاهري فرد و پس از عمل جراحي،هيچ تغييري ديده نمي شد.اين مسئله بيانگر آن است كه آنچه موجب تغيير و تحول باطني و رواني مي گردد تصوير ذهني فرد از خودش است.

در مواردي حتي از بين رفتن زخمها و خراشهاي صورت موجب تغيير در تصوير ذهني مني و ناخوشايند فرد از خودش نمي گرديد.

مالتز معتقد است هنگامي كه تصوير خويشتن ما مناسب است و بافت اساسي آن را تجربه هاي موفقيت آميز تشكيل مي دهد رفتار ما نيز با خواستهاي ما همخواني خواهد داشت.هنگامي تصوير خويشتن ما جلوه اي نامناسب،حقير،نالايق يا ناتوان از ما ارائه دهد رفتار ما نيز با همين تصوير انطباق خواهدداشت و رفتارها و عكس العملهائي در ديگران برخواهد انگيخت كه كتناسب با تصوير ذهني ما از خودمان باشد و به اين ترتيب يك تصوير ذهني از خويشتن تداوم مي يابد.

استنباط هاي متاثر

استنباط ها و برداشتهاي هر يك از ما درباره رفتارها و عملكردهاي ديگران تحت تاثير تصوير ذهني ما از خودمان قرار دارد.هر كس براساس ديدگاههاي خودش قسمتها و اجزاي خاصي از رفتارهاي ديگران را مورد توجه بيشتر قرار داده و آنها را براي خودش عمده و بزرگ جلوه مي دهد.

فردي كه خود را شخص عاجز و وامانده اي تصور مي كند رفتارها و اعمالي در ديگران برخواهد انگيخت كه اين تصوير را تجديد نمايند.كسي كه تصوير فردي اخمو و گرفته را از خود دارد تحت تاثير اين تصوير خواهد بود و به گونه اي عمل خواهد كرد كه گوئي تعهد سپرده است به آن وفادار بماند عكس العمل طبيعي ديگران در برابر چنين فردي،باعث خواهد شد تصوير ذهني او تداوم يابد.

انسانها براساس تصوير ذهني كه از خودشان دارند عكس العملها و رفتارهاي ديگران را تحليل مي كنند زيرا انتظار دارند در كلام و رفتار ديگران اشاره و طعنه اي به خصوصيت خاص آنها وجود داشته باشد.

ماكسول مالتز در كار خود به افرادي برخورد مي كرد كه عليرغم داشتن ضايعات پوستي عمده و شديددر صورت از آداب معاشرت اجتماعي قوي برخوردار بودند حس دوستي و عطو فت شديد در فرد مقابل مي انگيختند و در كل برخوردي گيرا،قوي و جذاب داشتند و حضور انها به گونه اي بود كه فرد يا افرادي كه طرف برخورد او بودند ضايعه بزرگ صورت او را بكلي فراموش مي كردند و يا آن را به هيچ مي شمردند زيرا شخصيت و رفتار شخص بگونه اي نبود كه زمينه اي براي توجه به ضايعه پوستي او فراهم آورد اساسا وقتي خود او آن را نديده مي گرفت دليلي وجود نداشت كه ديگران آن را مورد توجه قرار دهند.

در مقابل اين دسته از افراد كه البته انگشت شمار بودند،مالتز به افراد زيادي برمي خورد كه در مواجهه با ديگران تمام رفتار و شخصيتش تحت تصوير خراش و ضايعه جزئي صورتش قرار داشت.احساس شرم،خجالت،حقارت،دستپاچكي در حركات،با حضور اين افراد ظاهر مي شدند تمامي اين عوامل باعث مي شدند فرد يا افراد حاضر فقط به ضايعه او توجه كنند و يا به شكل حماقت آميز و بي نتيجه اي سعي كنند به عيب و نقص او نگاه يا اشاره ننمايند و يا به او دلداري دهند كه در تمام اين موارد نتيجه منفي و نا خوشايندي در فرد ظاهر مي شود.به نظر ماكسول مالتز تمام قدرتهايي را كه در حالت هيپنوتيزم در فرد ظاهر مي شوند به دليل سهولت تغيير بار در حالت هيپنوتيزم و پذيرفته نشدن تصوير ذهني در مورد اين گونه از توانائيهاست.تلقينهاي اطرافيان ما،افكار و تصورات خود ما و اثرشان بر تخيلها،قدرتي همانند قدرت شخص هيپنوتيزم كننده دارند آنها مي توانند ما را ياري دهند تا توانائييهاي بالقوه خود را بكار بيندازيم يا محدوديتها يا موانعي تخيلي در برابر فعاليتهاي ما به وجود آورند.هر داده اطلاعاتي كه به مكانيزم فرمان خود مختار مغز تحويل داده شود موجب مي گردد كه اين مكانيزم فرمانهائي در جهت تحقق آنها صادر نمايد.اعتقادات و تصاوير ذهني را به ياري تخيل محقق مي سازيم.

اثر پيگماليون

اثر پيگماليون پديده رواني مشهوري است كه اهميت((تصوير از خويش)) را در امر آموزش و پرورش نشان مي دهد.

اثر پيگماليون پديده اي رواني مشهوري است كه اهميت اين گونه باورها را به ويژه در زمينه آموزش و پرورش نشان مي دهد تجربه زير نمونه اي از اثر پيگماليون در آموزش شاگردان يك كلاس معين را مورد آزمون هوش بهر قرار مي دهند روانشناسي مسئول آزمون توجه معلم و والدين را به سوي شاگردي كه تا آن زمان در گروه متوسطهاي كلاس بوده است جلب مي كند و او را شاگردي برجسته معرفي مي كند كه از نظر هوش بهر در سطح عالي قرار دارد (حال آنكه در واقع چنين صحت ندارد و شاگرد مذكور از آزمون هوش در سطحي متوسط است).چند ماه بعد اين شاگرد با بدست آوردن نمره هايي بهتر بتدريج پيش مي رود و سرانجام در راس كلاس قرار مي گيرد.

چه پيش آمده است؟

واكنشهاي تشويق آميز معلمان و اطرافيان شاگرد حس اعتماد نويني در او دميده است،تصوير تازه اي از خويشتن در او شكل گرفته است كه رفتار اموزش و رواني او را تحت تاثير قرار داده،نتايج عملي حاصل از اين رفتار نيز به نوبه خود،اصالت تصوير ذهني جديد را تائيد كرده است.

نمي توان از نظر بدور داشت كه اعمال ساحرانه و جادوگرانه،بويژه زماني كه در جمع و حضور ديگران صورت گيرد تاثيري مشابه پديده پيگماليون برفرد جادوگر يا شخصي كه به جادوگر مراجعه كرده است،برجاي مي گذارد.

كليد شرطي

كليد يا علامت شرط،نشانه اي است كه بطور ذهني با يك حالت يا يك كنش پيوند مي يابد و باعث تداعي آن حالت يا وضعيت مي گردد.بعنوان مثال يك اونيفورم تداعي گر ضوابط و مقرراتي است كه برتن كنندگان آن رعايت مي كنند و يا ديگران را وادار به رعايت مي نمايند .

علامت شرطي را براي ايجاد حالات رواني چون آرامش وحالات جسمي مانند وارهيدگي به كار گرفت .

در آموزش ريلاكس وتمرينات خود هيپنوتيزم ، شخص به يك علامت ورمز ، شرطي مي شود به گونه اي كه با بكار گرفتن آن رمز در زمان اندك به حالت مطلوب مي رسد . اين علامت شرطي مي تواند عدد ، تصوير ذهني ( تجسم يك منظره يا صحنه خاص) ويا آهنگ وصداي ويژه باشد .

كوتاه ترين راه عملي براي نشان دادن تاثيد رمز شرطي در حالت خلسه هيپنوتيك امكان پذير است . در حالت هيپنوتيزم كليدشرطي به سرعت پذيرفته مي شود.بعنوان مثال،در آزمايشي به فرد خوابگرد(فردي كه در درجه سوم از هيپنوتيزم،معيني سومنامبول قرار دارد)گفته مي شود كه پس از بازگشت به حالت عادي وقتي آقاي ب روي صندلي مي نشيند شما شديدا احساس سرما مي كنيد يا شما به بيرون از اتاق مي رويد.

وقتي فرد هيپنوتيزم شده به حالت عادي(بيداري)مي رسد با بكارگيري كليد شرط(نشستن آقاي ب)احساس سرما به وي هجوم مي آورد و يا از اتاق خارج مي شود.

اين پديده را پست هيپنوتيزم مي گويند ما از بحث در مورد شرطي سازي حيوانات و كارهاي پاوولف خودداري مي كنيم و به پديده شرطي سازي در انسانها مي پردازيم.

آنچه كه به طور كلي مي توان در مورد كليد شرط گفت به قرار زير است:

1-كليد شرطي مي تواند تداعي گر احساسات خوشايند يا ناخوشايند،غم و اندوه يا شور و شعف،احساس پيروزي و عزت يا شكست و خفت و اعتماد به نفس يا شك و دودلي باشد.

2-قسمت عمده رفتارهاي عادي و روزمره،رفتارهاي شرطي شده و آماده هستند كه با ظهور علامت شرط شكل مي گيرند اين علامت عمل يا عكس العملي است كه پيامد مكرر ان همان رفتار خاص بوده است.

3-اشخاص كه هر فرد با آنها در تعامل است مي توانند متناسب با قدرت نفوذشان در آن فرد،او را در جهتي كه مي خواهند سوق دهند و در اين راه كليدها و رموزي را بكار مي گيرند كه موجب انگيزش هايي شناخته شده در فرد مي شوند.

4-كليد شرطي اگر عميق و قوي باشد به هنگام ظهور،استدلال و قدرت اراده در برابر آن سد و مانعي بوجود نخواهد آورد يعني عليرغم اراده فرد جواب شناخته شده كلي شرط ظاهر مي شود.

5-استدلال بعد از عمل.بعد از انكه انسان در معرض كليد شرط قرار گرفته تحت تاثير آن مباردت به عمل مي كند.اگر عملش غيرمنطقي و بي دليل بوده باشد دست به دليل تراشي و استدلالهاي تحريف شده و گاه مسخره مي زند يعني استدلال نيروي عقل در برابر كليد شرطي انعطاف نشان مي دهد و عملا در خدمت آن قرار مي گيرد به گونه اي كه فرد استدلالات خود را كاملا معقول و عين حقيقت مي داند.

دارو بعنوان كليد شرطي

بدون شك قسمت عمده اي از تاثيرات رواني ناشي از دارو كه موجب شناخته شدن داروهاي بي خاصيت گرديده است مربوط به تاثير دارو بعنوان كليد شرطي است.پي آمد طبيعي استعمال دارو در اعتقاد افراد جامعه بهبودي است. با اين اعتقاد وقتي فردي دارويي استعمال مي نمايد آنچه كه مرتبا به صورت پيوسته تداعي مي شود حالت بهبودي قبل از مريض است.تاثير ذهني فرد عوض مي شود و وي خود را فردي سالم و يا رو به بهبودي تصور مي كند،عكس العملهاي اجتماعي متناسب با اين تصوير در ديگران برمي انگيزد و مكانيسم خودكار ذهن او در جهت بهبودي بكار مي افتد.

عمل جادوئي بعنوان كليد شرط

يك لوح يا نوشته ساحرانه مي تواند به دلايلي نقش يك كليد شرط قوي را داشته باشد كه مهمترين دليل(( جادوگرانه))بودن و اسرارآميز بودن لوح يا نوشته است اعتقاد و تكيه عميق و باطني فرد به تاثير يك لوح به همين دو دليل مربوط مي گردد.اين اعتقاد و اطمينان همان كليد و رمز ذهني است كه فرد را در جهت رهايي از مشكلي كه دارد سوق مي دهد.

فردي كه به خاطر يك ناراحتي خاص و بيماري به نزد جادوگر مي رود با اخذ نوشته اي از او يا نوشيدن نوشابه اي كه از دست جادوگر مي گيرد كليد ذهني او براي بازگشت به حالت قبل از گرفتاري خاصش بكار مي افتد و به طرف احساسات،روحيات و وضعيت خوشايند و مطلوب قبليش حركت مي نمايد

 

عضویت در خبرنامه

ما را دنبال کنید

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید،از اخبار و اطلاعیه ها با خبر شوید و نظرات خود را بیان کنید.