درمان افسردگی با هیپنوتیزم

رای دهی: 5 / 5

فعال سازی ستارهفعال سازی ستارهفعال سازی ستارهفعال سازی ستارهفعال سازی ستاره
 

درمان افسردگی با هیپنوتیزم

تعریف افسردگی

تعریف افسردگی و یا افسردگی چیست ؟  افسردگی یک حالت روانی و جسمانی است که فرد در آن حالت احساس غمگینی ، نا امیدی ، بی انگیزه بودن نسبت به امورات زندگی و بی حصله بودن و احساس خستگی جسمانی و بطور کلی دید و نگرش منفی نسبت به دنیای اطراف خود . از دید مردم عادی  افسردگی را می توان  غمگینی ، نا امیدی ، گوشه گیری و بی حوصلگی و یا جمع گریز بودن  تعریف نمود .در صورتی که بسیاری از اوقات افراد افسرده  علائم  افسردگی عامه پسند را از خود نشان نمی دهند  و بنظر می رسد که اصلا” افسرده نیستند اما ناگهان متوجه می شویم که چنین فردی اقدام به خود کشی و یا خود کشی کرده است . 

علائم افسردگی

افسردگی دارای علائم بسیاری است که اگر کسی چند تا از آن علائم را برای یک دوره زمانی مثلا” بیش از ۲ هفته داشته باشد می توان گفت آن فرد دارای افسردگی است . بطور کلی علائم افسردگی عبارتند از :

بی حوصلگی  –   احساس خستگی مفرط  –  لذت نبردن از امورات زندگی  –   بغض و گریه  –   کاهش اعتماد به نفس  – گوشه گیری –   افکار خودکشی –  اقدام به خودکشی  –  بد بینی  –  شکاکیت –  نا امیدی  –  پر خوری یا  کم خوری  –  پر خوابی یا  کم خوابی  –  ترس : ترس از سوسک ، ترس از گربه ، ترس از هواپیما ، ترس از فضای بسته ، ترس از آسانسور ، ترس از  مرگ ، ترس از بیمارستان ، ترس از دکتر ، ترس از آمپول ، ترس از رابطه زناشویی (واژینیسم  یا واژینیسموس ) ، ترس از تاریکی ، ترس از فضای باز ، ترس از مترو ، ترس از پله برقی  –   عدم تمرکز حواس   –   فراموشی   –   خشم  – تنفر  –  حسادت  –   درد های جسمانی و عضلانی مانند سردرد ( میگرن ) بدون منشاء پزشکی   –   آشفتگی ظاهری    – احساس درماندگی   –   قضاوت منفی  و . . . 

علل افسردگی

با توجه به تجربیات درمانی و به اعتقاد شخصی علل افسردگی را می توان به چهار عامل تقسیم نمود که عبارتند از :

۱-عدم اعتماد به نفس    ۲-طرز تفکر و نگرش  ۳-وقایع تلخ زندگی   ۴-عوامل زیستی یا فیزیو لوژیکی.

۱-عدم اعتماد به نفس : اعتماد به نفس یکی از ویژگی های شخصیتی است که در طول دوران رشد مخصوصا” در دوران کودکی و تحت تاثیر تربیت خانواده  بخصوص والدین و یا برادران و خواهران بزرگتر از خود شکل می گیرد . اعتماد به نفس می تواند در مورد مسائل مختلف مانند باور به عملکرد اجتماعی و یا باور به ویؤگی ظاهری و یا در مورد عملکرد های خاص خود  باشد . بطور کلی اعتماد به نفس یعنی باور به توانمندی های خویش ، این باور می تواند در مورد ظاهر خود باشد و یا در مورد عملکرد خود باشد . بسیاری از اوقات مشاهده شده که ارتباط مثبتی بین اعتماد به نفس فرد و آن ویژگی شخصیتی وجود ندارد . مثلا” دختر خانم و یا آقا پسری که دارای ظاهر بسیار خوبی است با این حال این زیبایی را قبول نداشته و احساس می کند دارای ظاهر خوبی نیست. بنا بر این چنین احساسی باعث گوشه گیری و دوری گزینی و در نتیجه افسردگی می شود .مورد بعد اعتماد به نفس در مورد عملکرد اجتمایی می باشد ، مثلا” افراد کمرو و خجالتی از آن جایی که قادر به ارتباط موثر در روابط اجتمایی نبوده  و حتی بسیاری از اوقات قادر به دفاع از خود و یا گرفتن حق خود  نمی شوند و یا اینکه از ابراز وجود در جمع می هراس اند و … اینگونه افراد نیز آرام آرام دچار افسردگی می گردند . بنابر این می توان نتیجه گرفت یکی از دلایل افسردگی عدم اعتماد به نفس و یا عدم خود باوری می باشد .

۲- طرز تفکر و نگرش : یکی دیگر از عوامل افسردگی طرز تفکر و نگرش افراد است. یعنی انسان هایی که دارای انتظارات و توقعات بیش از حد از دیگران می باشند  ، و وقتی که این انتظارات و توقعات برآورده نمی شود  ناچارا” دچار سرخوردگی و در طولانی مدت دچار افسردگی می گردند . کمال گرایی یا پرفکت شنیست بودن بیش از حد نیز می تواند باعث افسردگی شود.  یعنی کسانی که به دنبال اهداف بیش از حد بزرگ بطوری که با توانمندی آنها مطابقت نمی کند و در نتیجه به آن نیز نمی توانند برسند در نتیجه دچار افسردگی می شوند . مثلا” دختر خانمی که  به دنبال خواستگاری است که هم پولدار و هم تحصیلات بالا و هم جوان و هم خوش تیپ و زیبا  باشد .طبیعتا” پیدا کردن فردی با این ویژگی بسیار کم اتفاق می افتد، در نتیجه  چنین فردی ناگهان متوجه می شود ۳۵ تا ۴۰ سال از عمرش گذشته هنوز ازدواج نکرده و در نتیجه دچار افسردگی می شود .البته عامل طرز تفکر و نگرش بحث بسیار گسترده ای می طلبد و  با این بحث کوچک تمام نمی شود .

۳–وقایع تلخ زندگی :عامل بعدی افسردگی اتفاقات ناگواری است که برای هر کسی ممکن است رخ دهد . این وقایع عبارتند از ،از دست دادن عزیزی ، بیماری ،طلاق ، تصادف، تجاوز ، سیل ، زلزله ، شکست کاری ، شکست عاطفی و غیره  . البته شدت هر یک از رخداد های زندگی و ویژگی های شخصیتی افراد نیز در مبتلا شدن به افسردگی اثر دارد . بنا بر این ممکن است بیماری خود و یا یکی از نزدیکان باعث افسردگی و یا افسردگی همسان همه  اعضاء خانواده نشود . ممکن است در یک حادثه طبیعی که به همه افراد یک منطقه به طور یکسان آسیب رسیده ، همه این افراد  بطور یکسان دچار افسردگی نشوند 

۴-عوامل زیستی یا فیزیو لوژیکی: عوامل ژنتیکی و عملکرد هورمونی و شیمیایی دو مورد از عوامل اثر گذار در بروز افسردگی و دیگر اختلالات روانی می باشد . افرادی که دارای آمادگی ژنتیکی بیشتری در مبتلا شدن به افسردگی و اختلالات روانی هستند  ، هنگامی که تحت استرس ها و فشارهای روانی قرار می گیرند زود تر و نیز  بیشتر از کسانی که از آمادگی ژنتیکی کمتری برای افسردگی برخوردار اند ، دچار افسردگی می شوند . بنا بر این اینگونه افراد برای اینکه  بطور کلی مبتلا به اختلالات روانی و یا افسردگی نشوند و یا کمتر شوند ، باید از شرایط محیطی آرامی برخوردار باشند و یا اینکه بوسیله مشاوره های روانشناسی  مکانیزم های روانی  خود را تقویت نمایند .

پیامد افسردگی

 افسردگی می تواند  باعث خسارت سنگین و جبران ناپذیری  به خانواده و یا  به جامعه  و محیط کار وارد نماید . بستگی به اینکه چه حالتی از افسردگی بر فرد حاکم باشد  با نوع  آسیبی که به خانواده و یا به جامعه و یا محیط کار وارد می کند ، متفاوت است . مثلا” بدبینی و شکاکیت بیش از حد  نسبت به مسائل ناموسی  یکی از عوامل افسردگی است که می تواند باعث از هم پاشیده شدن خانواده شود ، اما در تعامل اجتماعی و یا محیط کار چندان اختلالی ایجاد نکند . بطور کلی بستگی به این که چه حالت هایی از افسردگی در کنار هم  در یک فرد وجود داشته باشد پیامد های متفاوتی را می توان از آن فرد انتظار داشت . همچنین افراد افسرده  به محیط اطراف خود بدبین بوده و حس منفی و ناخوشایندی را از خود بروز می دهند . گاهی اوقات افراد افسرده از حالت خمودی و بی حالی بیرون آمده  و عصبی و پرخاشگر می شوند . معمولا”  در حالت افسردگی خشم به سمت درون بوده و در نتیجه ممکن است چنین  افرادی اقدام به خودکشی نمایند . و پرخاشگری حالت بیرونی افسردگی است ، که در این حالت فرد افسرده خشم درونی خود را به صورت عصبانیت و پرخاشگری به سمت اطرافیان نشان می دهد . 

درمان افسردگی با هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی)

با توجه به علت افسردگی ، درمان افسردگی نیز متفاوت است . مثلا”  افسردگی با علت ژنتیکی به دارو درمانی بهتر جواب می دهد ، اگرچه روان درمانی نیز برای این گروه از افراد بسیار مهم می باشد . اما افسردگی هایی با علل محیطی و شخصی را می توان  با تاکید بر روش های روان  درمانی با رویکرد شناختی و رفتار درمانی تحت درمان قرار داد . با این حال گاهی اوقات باید از دارو درمانی نیز برای این نوع از افسردگی ها  استفاده نمود . با این حال بنظر می رسد هیپنوتیزم درمانی  به همراه روان درمانی و گاهی اوقات به همراه دارو درمانی یکی از موثر ترین روش های درمان افسردگی باشد .

مطالب قبلی

درمان افسردگی:

تا کنون روش های بسیاری برای  درمان افسردگی ارائه شده است . اما بیاید قبل از آن اطلاعاتمان را درباره افسردگی بیشتر کنیم  تا بدانیم آیا افسرده هستیم و به درمان افسردگی نیاز داریم یا نه ؟

افسردگی دارای علایم و حالات بسیار زیاد و گوناگونی است . که بسیاری از اوقات افراد عادی علایمی چون بدبینی، حسادت، پرخاشگری، پرخوری، ویا بسیاری از مشکلات جنسی و غیره را جزء افسردگی نمیدانند.

تعريف افسردگي

قبل از اینکه سراغ درمان افسردگی برویم بهتر است تعریف صحیحی از افسردگی داشته باشیم . بطور کلی افسردگی را میتوان اینگونه تعریف کرد
افسردگی یک بیماری جسمی – روانی ، است که در افراد مختلف نشانه های متفاوت از خود بروز دهد میزان و ابعاد این نشانه درهرشخص با دیگری متفاوت است. اکثر مبتلایان هم علایم جسمانی وهم علایم روانی از خود بروز می دهند . بعضی از افراد که هیچ نشانه ای از وجود افسردگی درخود نشان نمی دهند ، ناگهان رفتار غیرعادی پیدامی کنند .

ردگی ، برتفکر ، خلق ، احساسات ، رفتاروسلامت جسمی شماتاثیر می گذارد. افسردگی یک اختلال روانی وپزشکی است با زمینه شیمیایی یا زیست شناسی ومحیطی است . گاهی اوقات یک زندگی پراسترس محرکی برای افسردگی می شود در سایر موارد به نظرمی رسد که افسردگی بدون یک علت تعیین شده مشخص وبطور خود بخودی روی می دهد.

گاهی افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است وتنها زمانی نا بهنجار تلقی میشود که یا با واقعه ای که رخ داده متناسب نباشد ویا فراتر از حدی که برای اکثر مردم نقطه ای آغاز بهبود است ادامه یابد ومشخصه ای اساسی افسردگی ناامیدی وغمگینی است .
افسردگی بصورت یک حالت غمگینی، پریشانی، احساس ناامیدی، احساس بی انگیزگی و دلسردی و …. است.که حداقل بیش از دو یا سه هفته ادامه داشته باشد. علایم افسردگی عبارتند از بی حالی ، بی حوصلگی، بی خوابی، بد خوابی، کابوس شبانه، افکار خود کشی و حتی اقدام به خود کشی، پز خوری، کم خوری، ناامیدی، افکار خشم آلود، بد بینی، لذت نبردن از زندگی، کاهش تمایلات جنسی، کاهش اراده، گوشه گیری، شکاکیت، حسادت، کینه، خودخواهی، بخل یا خودخواهی بسیار شدید، دردهای جسمانی بدون منشاء فیزیکی، فراموشی ، عدم تمرکز، کاهش حافظه، احساس خستگی و تنبلی، و غیره.

انواع بيماري افسردگي

یکی از عوامل مهم در درمان افسردگی انتخاب راه درمان است و برای آن شناخت نوع بیماری افسردگی ضروری است . بیماری افسردگی به انواع زیر تقسیم می شوند :

۱-افسردگي شيدايي يا اختلال دو قطبي:

دراين بيماري افسردگي افراد گاهي بسیار خوشحالند و رفتاري موسوم به “ماني” مي دهد. و گاهی هم خسته و ناتوانند

۲-افسردگي ادواري خويي:

نوعي افسردگي دو قطبي خفيف، اما طولاني مدت تر از افسردگي دو قطبي است. شخص مبتلا در بعضي از فصل ها احساس افسردگي مي كند.

۳-افسرد گي يك قطبي:

رايج ترين نوع افسردگي است و با غمگيني بسيار شديد، احساس گناه، بي خوابي، فقدان تمر كز و…مشخص مي شود.

۴-افسرده خويي يا روان رنجوري:

نوعي افسردگي جزيي است كه آن را اختلال افسردگي خفيف نيز مي نامند. افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی دست کم به مدت ۲ سال به برخی از نشانه هایی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی تجربه می کنند

علل افسردگی

بطور کلی علل نابهنجاریهای عاطفی و رفتاری را می توان به دو دسته عامل جسمانی و عامل محیطی دسته بندی کرد.
عامل جسمانی نیز به دو دسته ژنتیک و کارکرد سیستم عصبی تقسیم می شود ،که میزان تاثیر آنها بر رفتار انسان بستگی به شدت آنها دارد.
ثابت شده است که در بعضى از اقوام و خانواده‌ها افسردگى شایعتر بوده ولى وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه اعضاء خانواده نمی‌باشد.اما هرچه درجه خویشاوندى نزدیکتر باشد، به همان نسبت آسیب‌پذیرى براى افسردگى بیشتر می‌شود. برای مثال کسی که هم پدر و هم مادرش دچار افسردگی است احتمال اینکه او نیز دچار افسردگی شود خیلی بیشتر از کسی است که هیچ یک از والدین او دارای افسردگی نیستند.

*عوامل بیولوژیکى
تغییرات زیستى متعددى در مغز افراد روى می‌دهد. این تغییرات شامل تغییر در ارتباطات عصبى سیستم غدد درون‌ریز و هورمونها، تغییر در سیستم انتقال‌دهنده‌هاى شیمیایى و تغییر در فعالیتهاى الکتریکى مغز است.
.
عامل محیطی را می توان تحت عوامل مختلف مورد بحث قرار داد که با توجه به تجربیات بالینی خود نام گذاری می نمایم : اعتماد به نفس ، وقایع تلخ دوران زندگی ، توقعات فرد از محیط و قضاوت او در مورد مسایل و وقایع زندگی. در اینجا هر یک از سه عامل فوق را توضیح میدهیم.

عوامل محیطی افسردگی

۱ ) عدم اعتماد به نفس: اعتماد به نفس به معنی باور و اعتقاد به توانمندی خود در زمینه مورد نظری که شخص می خواهد فعالیت کند ، از طرفی می توان اعتماد به نفس< را جرآت و یا شجاعت ابراز وجود در انجام فعالیتی و یا هر عملی که شخص خواهان انجام آن است . برای مثال فردی که قدرت ابراز وجود را در جمع ندارد و یا به عبارتی دچار ترس و اضطراب و دلشوره می شود و یا اینکه در گرفتن حق خود احساس ترس و خجالت می کند و … در نهایت چنین فردی احساس مغبون شدن و بی لیاقتی نموده و در نتیجه در اثر تکرار چنین عملی و نیز گذشت زمان و دیگر عوامل احتمالی افسردگی و دیگر اختلالات روانی بوجود می آید . بنابر این یکی از دلایل افسردگی عدم اعتماد به نفس و همچنین حالات مرتبط دیگری چون خجالتی بودن ، کم رویی ،عدم خود باوری می باشد . عدم اعتماد به نفس مانع پیشرفت فرد در پیشرفت تحصیلی ، ورزشی ،شغلی و … می شود که در نهایت باعث افسردگی می شود .

۲ ) وقایع تلخ زندگی : از عوامل دیگر افسردگی و شاید دیگر حالات نابهنجار روحی وقایع تلخ و ناخوشایند دوران زندگی فرد باشد ، وقایعی که اثرات نامطلوبی بر روان فرد گذاشته و در نتیجه باعث افسردگی ، بدبینی ،خشم ، پرخاشگری و کاهش اعتماد به نفس و غیره می شود از قبیل شکست عشقی یا عاطفی ، شکست مالی ، از دست دادن یکی بستگان نزدیک و عزیز ، خیانت شریک مالی ، شریک عاطفی ، خیانت همکاران ، سیل ، زلزله و … می باشند که می تواند باعث افسردگی و غیره شوند .
۳ ) قضاوت ونوع نگرش فرد به وقایع زندگی : یکی از مهمترین عوامل افسردگی و رفتارهای نابهنجار و حالات روحی ناخوشایند نوع قضاوت و تجزیه و تحلیل ( به عبارتی نوع جهان بینی ) فرد به رفتارهای اطرافیان و وقایع زندگی می باشد که در تاریخ علم روانشناسی بسیار مورد بحت بوده و علمای روانشناسی مخصوصا دیدگاه شناختی بر آن بسیار تاکید دارند . برای مثال که از شکست و یا از شنیدن جواب منفی و یا شکست در ابراز وجود بیم دارد ، یا هرگز دست به عمل نمی زند و یا اگر دست زد و شکست خورد خود را خوار و ذلیل می پندارد . در نتیجه هر دو حالت چنین فردی دچار ناکامی و افسردگی می گردد .بنابر این نباید قضاوت منفی و بدبینانه داشت .بلکه باید خوشبین بود و امیدوارانه تلاش کرد . البته عوامل گوناگون دیگری نیز وجود دارند که باعث مشکلات عاطفی و افسردگی و غیره می شوند
مثل: زندگیت ٭

*عوامل شخصیتى افراد با انواع شخصیتى وسواس، و شخصیت نمایشى بیشتر ممکن است دچار افسردگى گردند.

٭ عوامل یاد گرفته شده
روابط اجتماعى ناخوشایند که منجر به ارزیابى منفى فرد از خود می‌شود باعث ایجاد افسردگى است. زیرا این افراد با توجه به خصوصیات خاص خود نمی‌توانند محبت، همدردى و ارتباط عاطفى لازم را از دیگران به دست آورند.

بنابراین این افراد هم در مورد خودشان ارزیابى منفى داشته و هم دیگران را صادق نمی‌دانند و به‌تدریج آزرده و ناکام شده و افسردگى در آنان پدید می‌آید.

٭ افکار منفى
افرادى که داراى افکار منفى در مورد خود، زندگى و آینده هستند، دچار افسردگى می‌گردند.

*مصرف داروها
٭ بعضى از داروها مثل داروهایى که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می‌شوند و داروهاى خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شوند.

٭ کمبود مواد غذایى مثل کمبود اسید فولیک و بعضى ویتامینها مثل ب١٢ باعث کاهش اثرات داروهاى ضداضطراب شده و درمان را با مشکل روبرو می‌کند.
٭ اعتیاد به بعضى از داروها، مواد مخدر و یا الکل باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شود.

درمان افسردگی و هیپنوتیزم درمانی

اگر چه روشهای درمانی رایج در درمان افسردگی بسیار مهم هستند، در واقع اهمیت روشهای درمانی رایج همچون درمانهای دارویی توسط متخصصین اعصاب و روان و روشهای درمانی شناختی و همچنین شناختی- رفتاری (c.b.t) بحدی اهمیت دارد که نمیتوان آنها را در درمان همه اختلالات روانی از جمله افسردگی نادیده گرفت. با اینحال به نظر می رسد بسیاری از بیمارانی که دوره های درمانی زیادی را گذرانده اند اما همچنان از مشکل افسردگی و یا غیره رنج می برند. در واقع می توان چنین اذعان کرد که روشهای درمانی جاری در درمان بسیاری از مشکلات کارایی آنچنانی ندارند. خیلی از اوقات بیماران اظهار می دارند که غالبا” علت مشکل خود را می دانند اما قادر به حل آن نیستند. مثلاً کسی که ترس از جمع دارد و یا کسی که از وسواس شستن رنج می برد، می گوید میدانم که در واقع اگر در جمع حاضر شوم خطری از سمت جمع مرا تحدید نمی کند اما در آن لحظه من قادر به کنترل هیجان ترس خود نیستم. و یا کسیکه دچار وسواس شستن است می گوید از لحاظ منطقی می دانم که دستانم کثیف نیستند، اما قادر به کنترل فشار فکری برای عمل شستن دست خود نیستم، در نتیجه به شستن دستم ادامه می دهم.
بنظر می رسد هیپنوتیزم تغییراتی را در ذهن ناهشیار فرد بوجود می آورد که فرد را قادر به انجام کار مورد نظر می کند. مثلا” در هنگامی که می خواهد شستن دست را متوقف کند فشار فکری وسواس گونه کمتری را احساس می کند ، و یا به راحتی افکار منفی و بدبینی را از خود دور می کند، و یا اینکه هیجان ترس کمتری را در جمع حس می کند. معمولا” زمانی هیپنوتیزم درمانی قادر به درمان افسردگی می باشد که به همراه روان درمانی و مشاوره روانشناسی باشد.



هیپنوتیزم در درمان افسردگی و حالتهای آن بسیار موثر بوده و نتایج بسیار خوبی هم حاصل شده است . هیپنوتیزم درمانی در از بین بردن و یا کاهش حالتهای افسردگی مانند : بی حالی و بی حوصلگی – بی خوابی – بد خوابی – کابوس شبانه – افکار خود کشی و حتی اقدام به خود کشی – پر خوری – کم خوری – نا امیدی – افکار خشم آلود – بدبینی – احساس ناامیدی – لذت نبردن از زندگی – کاهش تمایلات جنسی – کاهش اراده- و گوشه گیری – لذت نبردن از جمع …. بسیار موثر بوده است . البته اگر چه تقویت مثبت اندیشی در ناهوشیار بوسیله هیپنوتیزم در درمان افسردگی بسیار موثر است ، اما همیشه اینطور نیست که ما انسانها از طریق نا هوشیار کنترل شویم ، بلکه هوشیاری و اراده ما در تغییر و تحول حالات درونی و همینطور بیرونی ما بسیار موثر می باشد . ما باید مثبت اندیشی را تمرین نمائیم .

 

عضویت در خبرنامه

ما را دنبال کنید

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید،از اخبار و اطلاعیه ها با خبر شوید و نظرات خود را بیان کنید.